پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۹ ه‍.ش.

شباهتهای عجیب زندگی شهید دکتر فاطمی و چگوارا

با مروری گذرا بر تاریخچه زندگانی کوتاه «چگوارا» و «حسین فاطمی» ایندو مبارز ضد استعمار، استثمار و استبداد می بینیم که شباهتهای عجیبی در زندگی ایندو مرد تاریخی وجود دارد. با اینکه از ایندو از دو نقطه متفاوت جغرافیایی جهان با دو فرهنگ کاملا گوناگون می آیند، هر دو زندگی خود را در یک مسیر برای بهبودی و پیشرفت جامعه خود فدا نمودند. هرچند ایندو با ۹ سال تفاوت زمانی بدنیا آمدند - فاطمی ۱۹۱۹ و چگوارا ۱۹۲۸ - ولی هر دو در سنین یکسانی از زندگی خود شیوه ای مشابه داشته و به اهدافی بسیار مشابه دست یافتند. با مروری بر نگارشهای گوناگون پیرامون زندگانی ایندو در کتابهای خاطرات مختلف، موارد زیر بسیار جالب و گیرا می باشد:

تحصیلات
از هردو به عنوان انسانهای بسیار باهوش، با ذکاوت و مدبر یاد شده که از نوجوانی با پشتکار و بر اساس این اندیشه که در راه بهبودی زندگی مردمان خود می بایست تلاش کرد، پا به عرصه فعالیتهای اجتماعی گذاشتند.
هردو در حین مبارزات سیاسی-اجتماعی توانستند به درجات تحصیلی بالا نیز دست یابند. دکتر ارنستو چگوارا توانست مدرک دکترای پزشکی خود را در آرژانتین و دکتر حسین فاطمی دکترای حقوق خود را در فرانسه دریافت کرد.

دکترسید حسین فاطمی و دکتر ارنستو رافائل گوارا
















مبارزات سیاسی بر علیه دولتهای دست نشانده
هردو در حدود سن ۳۰ سالگی به عنوان رهبران یک جنبش مردمی در مسیر مبارزه بر علیه دولتی دیکتاتور و وابسته به پیروزی رسیدند. چگوارا همراه با فیدل کاسترو و مبارزان دیگر موفق به سرنگونی دولت دیکتاتور و دست نشانده کوبا به سرکردگی «باتیستا» گردید و فاطمی همراه با مصدق و سایر مبارزان موفق به سرنگونی دولت دیکتاتور و دست نشانده «محمد رضا شاه» گردید. البته تلاش دولتهای استعماری برای سرنگونی دولت مردمی کوبا به رهبری چگوارا و کاسترو بی نتیجه ماند ولیکن متاسفانه این مهم در خصوص دولت مردمی مصدق و فاطمی عملی گردید.

رسیدن به مقامات رهبری دولت در سنین کم

هردو در ابتدای دهه سوم عمرشان توانستند به مقامات بالای مدیریت کشوری برسند. چگوارا پس از پیروزی مبارزات مردمی در کوبا به مقام وزارت صنایع و رییس بانک مرکزی کوبا رسید. دکتر فاطمی توانست در ۳۳ سالگی به مقام مشاور نخست وزیری دکتر مصدق و سپس به سمت وزیر امورخارجه ایران نائل گردد. وی با سن ۳۳ سالگی جوان ترین وزیر امور خارجه در تاریخ ایران می باشد.
هردو در مقام وزیر در حوادث مهم تاریخی به خوبی به دفاع از حقوق کشورشان در مجامع جهانی خوش درخشیدند. نطق تاثیرگذار چگوارا در سازمان ملل یکی از مهمترین سخنرانی های تاریخ این سازمان می باشد. دکتر فاطمی نیز همراه دکتر مصدق نخست وزیر ایران در امر مهم ملی کردن نفت - که یکی از وقایع بزرگ تاریخ ایران می باشد- نقش مهمی ایفا کرده است.

حضور در سازمان ملل برای دفاع از حقوق مردمشان

































ابتکار در ملی کردن منابع و صنایع مردم
چگوارا و دکتر فاطمی هر دو از پایه گذاران ملی کردن منابع و تولیدات عمومی کشورشان بودند. بزرگ ترین تولید کوبا در زمان چگوارا شکر بود که سلطه کمپانی های استعماری بود و چگوارا توانست با گذراندن قوانین، این تولید را ملی اعلام کرده و تصاحب این تولید را برای شرکتهای خارجی ممنوع کرد. به همین صورت در ایران - که بزرگترین ثروت ملی آن نفت بود و تحت مالکیت شرکت نفت انگلیس و ایران بود- دکتر فاطمی ، مصدق و یارانش صنعت نفت را ملی کردند. دکتر مصدق در خاطرات خود از دکتر فاطمی به عنوان بنیانگذار فکری و اجرایی ملی کردن صنعت نفت ایران نام می برد.

شهادت در راه آزادی در سنین کم و به فرمان بیگانگان
هردوی این مردان بزرگ در مسیر آزادی ملل خود سختیهای فراوانی را تحمل نمودند و هردو به وسیله عوامل مزدور بیگانه و دخالت مستقیم دول استعماری به جوخه آتش سپرده شدند. چنانچه تاریخنگارده تصمیم گیری در مورد اعدام هردو این بزرگان خارج از محدوده تصمیم گیری دولتهای دست نشانده بوده. هردو در جوانی - فاطمی در ۳۵ و چگوارا در ۳۹ سالگی - در حالی که زخمهای زیادی در مسیر مبارزات خود در بدن داشتند با پیکرهایی نیمه جان تیرباران شدند.























یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

مزدک

یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

لژ فراماسونری "مهر" مهدی صدر زاده ، سعید امامی، سیروس ناصری


~~~~~~ لژ فراماسون " مهر" ~~~~~~


این لژ قدیمی فراماسون که تقریبا از بین رفته بود، توانست با مهره های تازه جوان و در خارج تربیت شده خود، با رخنه و همکاری با در لژحاکم فراماسون حجتیه، حیات کوتاه و نوینی بخود بدهد.
سعید امامی: در صدر این گزدیده ها، چه کسی بهتر از اقای سعید امامی ( با نامهای نامبرده شده دیگری چون: دانیال قوامی، سعید اسلامی ، سعید پاکروان و مجتبی قوامی)(80.3) میتواند باشد که مانند دیگرگزیده شدگان چون ولایتی ، لاریجانی ها، توکلی، سیروس ناصری، میر سلیم و ............ پس از تعلیم در کشورهای غرب (80.6) همزمان و همگام برای تغییر روند انقلاب به ایران گسیل داشته شدند. سعید امامی که با کمک ساواک به امریکا روانه شده بود در تحت نظر دایی اش سرهنگ سلطان محمد اعتماد که وابسته نظامی دولت فراماسیونی اقای امیر عباس هویدا در امریکا بود ، به تحصیل مشغول بود و توانست با نخبگی اش در انجمن های اسلامی دانشجویان درایالت اوکلاهما در امریکا رخنه داده شود. سرهنگ سلطان محمد اعتماد رابطه نزدیک با اقای منصور رفیع زاده در نمایندگی ایران در واشنگتن داشت (80.9).اقای رفیع زاده در کتاب خاطرات خود بنام شاهد که به زبان انگلیسی نگارده و خود را رییس ساواک شاه در امریکا و همچنین در همان زمان مامور مخفی سازمان سیا مینگارد. وی از دوستان دکتر مظفر بقایی نیز میباشد.(81.1) در بخش های نخستین این نگاشته پیرامون لژ فراماسونی زحمتکشان اقای مظفر بقایی و نقش انها در کودتای 28 مرداد ذکر گردیده است. از سعید امامی هیچگاه از خانوادگی مذهبی بنیادی شیعه یاد نشده است و حتی بعضی مورخین تنی از اقوام درجه اول وی را ازشاخه بهاییت از شیعه مینگارند و شایعاتی بر بهایی بودن خود وی و سفر هایش به اسراییل در هنگام دستگیری اش وجود داشت. (81.3) وی توانست با مطالعه اسلام و زبردستی در انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه در امریکا رخنه داده شود و با شایستگی که داشت در انجا شناخته شد. چندی پس از انقلاب به طرز مشکوکی انتقالش به نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن هموار گردید . سعید امامی با حرکتی مشکوک تری، چندی بعد به ایران گسیل و در ایران مستقیما به فعالیت در وزارت اطلاعات گزیده شد(81.9). وی توانست در مدتی حدود پنج سال با مهارت و نخبگی اش در امور اطلاعاتی در این سن کم مراحلی را طی کند که نخبگان گزیده دیگر فراماسیونری در تمام طول عمر به ان دست می یابند.(82.1) که حتی در پاره ای از نگارده ها از روابط عمیق وی با گروه رهبری کشور می نگارند. وی گزدیده بسیار نادری بود که توانست خدماتی ارزشمندی برای فراماسون جهانی در سطح بالا، برای چرخش روند مسیر انقلاب با حذف فیزیکی نخبگان غیر فراماسیونی، انجام دهد. رخنه ماهرانه اش در لژ حجتیه نیز شایستگی بررسی است . چون امکان اینکه وی با داشتن رابط های سطح بالا بدین مقام اجرایی حذف رجال برسد امکان پذیر نیست. روابط ایشان با حجت السلام حسینیان(82.3) از لژ حجتیه ترکیب کاملی ایجاد کرد. اقای حجت الاسلام حسینیان دوست، هم عقیدتی(؟) و همکار اقای سعید امامی در حذف های زنجیره ای میباشد. اقای حسینیان نیزکه از سوی دیگردر لباس روحانیت نفوذ داده شده، از روستای "صغاد" اباده، از روستاه های شیعه بهایی نشین است (82.6). اینکه ایشان با خانواده پاکروانها عموهای شیعه بهایی اقای سعید امامی رابطه داشته سوالی است ،یا خودحسینیان از خانواده ای بهایی بوده که مسلمان شده ، که تا کنون نگاشته ای نشده و دراین مورد ان اقای حسینیان هنوز سخنی نگفته اند. مورخین بایستی کندوکاو کنند که ایا این دوگزیده از یک منطقه، قبل از اجرای برنامه ها کشتار رجال مستغل، پیشتر بهم معرفی شده و تماسهایی داشته اند؟ بهر صورت میتوان گفت اجرای ماجرای قتلهای زنجیره ای(83.3)، اوج فعالیت زمان گزیدگی سعید امامی میباشد.بسیاری ازکسانی را که وی حذف نمود، از سرمایه های انقلاب بودند که ده ها سال در راه انقلاب مبارزه کرده بودند از ان جمله رجال میتوان دکتر سامی، داریوش وپروانه فروهر، سید احمد خمینی و... که زیر حکم شرعی"مهدور الدم" اقای ایت الله مصباح یزدی انجام کرفت را را میتوان نام برد
دکتر کاظم سامی رهبر گروه جاما (جنبش انقلابی مردم ایران) را میتوان نخستین حذف فیزیکی برنامه ریزی شده موسوم به "قتلهای زنجیره ای " دانست که دراذرماه سال 1367 انجام داده شد.(83.6) . مغز متفکر برنامه ریزی این حذف های فیزیکی را اقای سعید امامی (83.9) گزیده " لژ مهر" نام برده اند. هرچند اقای دکترکاظم سامی مورد نامطلوب فراماسیون از نخست بوده ودر اوایل

انقلاب در تابستان سال 1359 نیز عده ای که معلوم نیست از کجا برنامه ریزی شده بودند زیر نام اسلام به دفتر وی حمله کرده که خود وی در انجا نبوده ودر نتیجه افراد حاضر در دفتر را مضروب نموده اند(84.6).با رجوع به تاریخ و مروری به کشتن سید احمد کسروی به حذف فیزیکی سید احمد کسروی با برنامه ریزی لژ اسد ابادی، تکرار تاریخ را میبینیم و دکترسامی نیز دیر یا زود حذف میشد. یاران و هم اندیشان دکتر سامی چون ایت الله طالقانی و دکتر شریعتی پیش از وی حذف فیزیکی شده بودند. دکتر سامی معتقد به پیرایش خرافات از اسلام بود و همین اندیشه نزد لژ "حجتیه" برای حذف فیزیکی اش دلیلی کافی بوده است.



اقای مهدی صدر زاده:
دایی مادری اقای سعید امامی، از وی که از نخبگی اش یاد ها شده، تاریخ نویسان از وی به عنوان بنیانگذاران

و صدر استاد اعظمی این لژ فراماسون در جنوب کشورایران در شهرهای ساحلی آبگاه پارس (خلیج فارس) نام برده اند(90.3).


اقای علی اکبر امامی: پدر اقای سعید امامی از مقامات دولت محمد رضاه شاه در کردستان که روابطی با چندی از دولتهای خارجی داشته است و دایی ایشان اقای سرهنگ سلطان محمد اعتماد وابسته نظامی دولت هویدا در واشنگتن(90.6) که در فعالیتهای جهانی نیز فعال بوده، از ته مانده های این لژ سوخته بوده اند. اگر این لژ گزیده های نهفته ای برای اینده نداشته باشند، احتمال دارد با از بین رفتن سعید امامی این لژنیز پایان یافته تلقی شود.

سیروس ناصری: وی همانند اقای سعید امامی در امریکا دانشجو بود. وی نیز که از خانواه بنیادی مذهبی نمی اید و خانواده اش تا ان حد اعتقادشان در مذهب سست بود که حتی نام سیروس را بجای یک نام مذهبی بر وی گذارده اند. وی که مجهول الهویه سیاسی میباشندچگونه برای حفظ اسلام کمک به انقلاب مستضعفین گزیده شد. ایشان نیز دارایی نخبگی هستند و توانستند راه سعید امامی را طی کنند و برای تغییر روند انقلاب بسیار کاربری داشتند. وی با مهارت و مطالعه در انجمن اسلامی در دانشگاههای امریکا رخنه و چندی پس ازسعید امامی همانند وی با عجله روانه ، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن گردید و سپس به مانندسعید امامی به ایران گسیل داده شد. چگونگی

تنظیم ورود افرادی چون سعید امامی، سیروس ناصری و چند تن دیگرمانند وی به نمایندگی درایران در واشنگتن و کناره زدن تدریجی نیروهای انقلابی که سفارت ایران در واشنگتن پس انقلاب را از اقای اردشیر زاهدی، گرفته بودند موضوعی همیشه مشکوک بوده است و اینکه این کانال ورود این افراد به این نمایندگی در واشنگتن تحت کنترل چه نیرویی است واز کجا اموزش میگیرند، بایستی مورد بررسی مورخین قرار گیرد. اینگونه افراد برای مشاغل کلیدی در ایران گزیده میشدند نه برای مشاغلی مانند استادی دانشگاه یادر شغل تحصیل تخصصی انها . از این نمونه دیگر میتوان از اقای علی اکبر ولایتی نیز نام برد که در زیرلژحجتیه شرح داده شده است.(91.3). اقای سیروس ناصری در پست کلیدی مقام ارشدی هییت مذاکرات هسته ای گزیده شد(91.6). لازم به ذکر است که اقای حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات هسته مجمع تشخیص مصلحت نیز ازاعضای ارشد این هییت بود(91.9). در زمان حضور اقای سیروس ناصری و اقای موسویان در این اژانس، منابع غربی تمامی اطلاعات هسته ایران را در دست داشته که دقیقا به دنیا اعلام کردند. حتی در موردی دقیقا اعلام کردند که ایران حتی تا ده سال اینده،موارد نیازی برای فن اوری هسته ای را ندارد(92.3). که این اطلاع بسیار داخلی که به بیرون افشا گردیده بود تاکنون درست بوده است و اطلاعات دیگرنظیر ان. هرچند سازمان مجاهدین خلق با برنامه هایی رسانه ای ظاهری و پر سر وصدا اعلام بر ملا شدن اطلات هسته ای را گاهگاهی به عهده می گرفتند، لیکن منابع غرب دانا تر از ان هستند که به اطلاعات رسیده از سازمانی که عملا از داخل ساختار دولتی به مدت سی سال کنار است، تکیه کند و راههای ارزشمند دیگری گزیده شده است. ودر نتیجه دیدیم که خود دولت نیز به این ادعاهای رسانه ای سازمان مجاهدین خلق اتکا نکرد و با کند و کاوی داخلی درون خود توانست اقای حسین موسویان را به عنوان جاسوس هسته ای دستگیر کند(92.6). که تاریخ واقعیت موضوعات انرا شفاف تر گویا خواهد بود.
گرداندن چنین عملیاتی نیازمند به سرمایه بزرگی میباشد، که اقای سیروس ناصری و همکاران در زیرپوشش نام شرکت کیش اورینت ( بنام جزیره کیش در جنوب=Oriental Oil Kish) به پخش پولهای واصله برای پراخت به رجال و افراد زیر عنوان قرارداد های نفتی خود پوشی نمودند. در این میان گروههایی مستقل ازداخل دولت که رفت و امد های پولهای میلیونی را از حسابهای اقای سیروس ناصری مشکوک دیدند به بررسی پرداختند. رجال بالای همدست اقای ناصری از جریان قبلا وی را اگاه کرده و وی را در اروپا ماندگار کردند تا توانستند در زمان کافی با دستورهای بالای خود، حکم و بررسی دادگاه را درفقط و فقط در پیرامون فساد مالی خلاصه کرده (نه جاسوسی) و به دادگاه پایان دهند وگرنه این به افشا شدن تنی چند مقامات بالا می انجامید. حتی بگونه ای تنظیم گردید کی سیروس ناصری در دادگاه فسادهای مالی در ایران نیز حاضر نگردد(93.3) "رشوه گرفتن 3 مسئول شركت نفت و گاز پارس جنوبي از شركت اورينتال كيش در جريان مناقصه فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، سوژه داغي بود كه همان اوايل روي كارآمدن دولت نهم مطرح گرديد و اكبر تركان معاون وزير نفت، با محرز دانستن تخلف شركت اورينتال كيش، از اين خبر پرده برداشت. در اين ميان نيز متكي و لاريجاني در اقدامي هماهنگ‌شده از سوي وزارت اطلاعات و قوه قضائيه، از ناصري خواسته بودند براي مسأله‌اي كه پيش آمده به ايران بازگردد اما اين ديپلمات وابسته فراري كه از سال گذشته در ژنو به سر مي‌برد در پي تماس موسويان و پي بردن به اين تله اطلاعاتي از بازگشت به تهران خودداري مي كنند."(93.4). در دادگاه چند مهره بی ارزش دیگررا ظاهرا قربانی کردند. چندی بعد سیروس ناصری را در هتل همای تهران که برای کاربری هایی زیر نام معاملات نفت گزارش داده شده است (93.6)در حال ملاقاتهایی دیده اند.
ماجرای قرارداد نفتی بین شرکت کیش اورینت که اقای ناصری در معاونت ان بودند با شرکت امریکایی هلیبرتون (Halliburton)، که اقای دیک چی نی معاون ریاست جمهور امریکا قبلا ریاست انرا به عهده داشت جنجالی در مطبوعات امریکا برای شخص ایشان و بویژه برای شرکت نفتی مذکور افرید(94.3).
"سيروس ناصري در جريان برگزاري دادگاه مربوط به اين پرونده، در يك رويداد تعجب برانگيز تبرئه گرديد اما مسئولين شركت
امريكايي توسط دستگاه قضايي اين كشور به دليل پرداخت رشوه به جريمه نقدي محكوم شدند.
ناصري، مذاكره كننده ارشد پرونده هسته اي ايران در دوره مسئوليت حسن روحاني و مشاور ويژه وي در دبيرخانه شورايعالي امنيت ملي بود. بسياري از دلسوزان در جريان مذاكرات هسته اي در فاصله سالهاي 82 تا 84، نسبت به استفاده از افرادي با منافع مشترك اقتصادي و تجاري با طرفهاي اروپايي و امريكايي هشدار دادند. اين هشدار كه نهايتاً نيز از سوي مسئولين وقت پرونده هسته اي با بي اعتنايي روبرو شد بر اين اساس استوار بود كه اين افراد به دليل پيوند خوردن تداوم منافع شخصي خود با رضايت طرفهاي مقابل، هرگز نمايندگان شايسته اي براي جمهوري اسلامي در جريان مذاكرات و چانه زنيهاي هسته اي نخواهند بود"(94.4)

سوالی تاریخی از رجالی که در ایران که اقای سیروس ناصری را به سمت شغل حساس هییت انرژی اتمی گمارده اند؟ و همزمان وی در شرکت "خصوصی" شغل معاونت داشته که ان شرکت قرارداد های چندین میلیونی با شرکتی که ریس سابقش معاون ریاست جمهوری کشور دیگر مقابل مذاکرات اتمی است، ببندد. قحط الرجال است در کََشوری صد ها دکتری و با سوادتر از اقای سیروس ناصری داریم یا بناها گزیده هایی چون سعید امامی و سیروس ناصری ها را میگزینند.وتاریخ خواهد نگاشت که چگونه اقای سیروس ناصری از کانال---> رخنه در انجمن های اسلامی در امریکا به---> نمایندگی ایران در واشنگتن به---> پست کلیدی هییت انرژی اتمی ایران قرار گرفته است.و رجال مرتبط داخلی و خارجی وی که بوده اند.

گزیده های فراماسیون بر اساس آموزشهایشان الارقم اینکه ازکدام لژ می ایند و در کارهای عملی مانند "حذف فیزیکی" رجال غیر فراماسیونی ، در اختیاریکدیگر گزاردن منابع مالی ملی یا رشوه و پارتی بازی برای یکدیگر، در" نحوه گفتار" نیز یگانه سخن میگویند برای مثال، اقای علی اردشیرلاریجانی از لژ "اسد ابادی" که در امریکا آموخته شده و سیروس ناصری نیز که در آمریکا اموخته شده اند، در پاسخ خبرنگاران در پیرامون نحوه پوششان که برای رد گم کردن در یک اجتماع شیعه مسلمان ایرانی است، یکنواخت به خبرنگاران پاسخ میدهند.


"" علی لاریجانی پس از ترک جلسه علنی مجلس و در جمع خبرنگاران با این پرسش مواجه شد که چرا در سفر نیویورک لباس تیره بر تن داشته است .لاریجانی در پاسخ می گوید: همین لباس را امروز هم بر تن دارم.
گفتنی است علی لاریجانی در سفرهای دیپلماتیک اخیر خود همواره لباس تیره بر تن داشته است که این پوشش یادآور پوشش سیروس ناصری در مذاکرات هسته ای است."" (94.8)

حسین موسویان: وی گزیده لژ فراماسیونی "مهر" نیست، در مورد لژ وی دقیقا اطلاعی در دست نیست لیکن احتمال است از همکاران اقای رفسنجانی در لژ اسد ابادی/روحانیت باشد، چون خواهر زاذه اقای محلوجی عضو حزب ارشد کارگزاران اقای رفسنجانی است. ل موضوع قابل توجه این است که این فرزند تاجر فرش کاشانی در امریکا مانند بسیاری از رجال نوین فراماسیون مشغول تحصیل بود که پس از انقلاب(توجه:پس از انقلاب) مانند سعید امامی ، سیروس ناصری و بقیه به ایران گسیل شد. ودر رسانه تهران تایمز به خدمت گرفته شد و سپس در هییت مذاکرات اتمی به همراه سیروس ناصری رخنه داده شد. و بالاخره به عنوان جاسوس انرژی هسته ای زندانی شد.در پیرامون لژ وی اگر نگارندگان اشنایی دارند دریغ نفرمایند.


و این ادامه دارد.......



پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ ه‍.ش.

سی سال "تحریم بازی" اقتصادی، لطفا این دکان را ببندید! "تحریم دیپلماسی نه تحریم اقتصادی"

سی سال" تحریم بازی اقتصادی"، لطفا این دکان را ببندید! "تحریم دیپلماسی نه تحریم اقتصادی"



همه دولت های غربی دستشان توی دست این دولت "حجتیه" فراماسونی است، اینها و رژیم"حجتیه" همگی سرشان در یک توبره مشغول خوردن منابع مردم ایران است. تلاش کشورهای غربی با این "تحريم بازی اقتصادی" دادن بهانه به رژیم برای نمودار کردن دروغ بزرگ " ضد غربی" بودنشان میباشد. تاریخ نشان داده، در گذشته نيز دولت های غربی توانسته اند با تحريم های بی خاصيت اقتصادی، به نجات این رژیم نظام سرمایه در شرایط سقوط برسند. مافياي سرمایدار داخلی فاسد حامیان رژیم مانند: باند موتلفه عسگرالاولادي و دسته مصباح يزدي ، مهدوي كني ،رفسنجانی ، واعظ طبسي ،........ و مافیای خارجی مانند: سیروس ناصری-هالیبرتن.... ازاین راه،.سالیان دراز کیسه خود را پر کرده اند.

هيچ نشانه ای وجود ندارد که دولت های غربی ثابت کنند سرنوشت تحريم های کنونی متفاوت از دوره های قبلی خواهد بود و هدف ان بجزکمک کردن به عربده های تو خالی رجال رژیم"حجتیه" تهران باشد. اگردولتهای غربی راست میگویند، سفیران خود را همین فردا از ایران بازگردانند و گرنه خاموش باشند. بگذارند مردم ایران حق خود را بگیرند، ما را به خیر شما امیدی نیست شر مرسانید. مردم ایران به این رشد اگاهی رسیده اند که گول این بازی های سیاسی را دیگر نخورند..

.
تحریم اقتصادی بجز پر کردن کیسه نظام سرمایه و حامیان سرمایدار داخلی و
خارجی دیکتاتوری "حجتیه" لژ فراماسیون جهانی، نبوده و فشار ان بجز بر طبقه حقوق بگیر، کارمند، کارگر و مردم محروم ایران هیچ نتیجه ای نداشته. دولتهای غربی چگونه به مردم ایران اطمینان می دهند که تحریم های اعلام شده دولت نه بلکه مردم را هدف نمی گیرند ؟
دولتهای حامی این حکومت "حجتیه" اگر دروغ نمی گویند چرا دیپلمات های خود را از تهران باز خواست نکرده و تا بر قراری انتخاباتی سالم زیر نظر جوامع بین المللی انرا ادامه نمی دهند؟ اینجاست که دروغ کشورهای غربی اشکار میشود.

این تحریم ها که ظاهرا غرب برای جلوگیری ایران از تلاش به دست یابی به سلاح هسته ای می باشند، هدفی جز از اعمال فشار بر مردم محروم ایران هیچ نتیجه ای نداشته و حکومت ایران را فلج نساخته است.



مزدک

دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.



دجالیسم



نبرد لژهای فراماسون برای کنترل قدرت در ایران

پیشگفتار:

با توجه به حساس بودن این موضوع و قدرت جهانی رجال فراماسونری راس قدرت، بندرت مورخین حاضر به نگارشی پیرامون فراماسونری های زنده در زمان خود میباشند، ولی در مورد فراماسیونهای پیشین و مرده بسیار نگاشته و مینگارند . این حقیقت با توجه به شهادت مشکوک کاوشکر بزرگ، اقای اسماییل رایین، (1.1) "فراماسون نگار" تاریخ معاصرایران، قابل درک است. ناصر خسرو اندیشمند و نویسنده نامی ایران، در حدود هزار سال پیش وجود چنین گونه مغزها (دجال ها)، که توانایی بازیگری اینگونه نقشه های شوم را دارند، درگروهی از انسانها تشخیص داده بود. ، ترس مورخین قابل احترام است و این تاریخ نگاران به پند ناصر خسرو گوش فرا داده اند، که فرمود:

بر منبر حق شددست "دجال"

خامش بنشین به زیر منبر (1.3)

از استادان گرامی پیرامون این موضوع درخواست میگردد که این نگارنده را با اموزش ها و راهنمایی خود درمورد "فراماسونری های کنونیبا نام ناشناس، یا هرگونه مایلند سر فراز نمایید. با سپاس پیش از راهنمایی شما.

بسیار عادی است که خواننده اینگونه مطالب اسامی رجالی را دراین نوشته ببیند که در هم کیشی، هم مسلکی، هم صنفی ، هم قومی، هم اندیشگی، همشهری و یا هم ........ با شما باشد و جهت گیری بر علیه این نگارنده کنید .هرچند این برداشت درستی نیست چون فراماسیون دررجال بیشترین گروه ها رخنه کرده است، پس این را اهانت شخصی نگیرند و مشت همیشه نمونه خروار نیست. در غیراینصورت اگر تعصب دارید با پوزش ، اجباری به خواندن این نگاشته نیست.

نگارنده در سطح مالی دانشجویی بوده وبدون وابستگی به هیچ دولت یا سازمانی ا ست، در نتیجه از منابع مالی آنها برخوردار نیست که بتواند مرغوبیت رسانه ای دیگر یا سایتی در سطح بالاتراز اینرا ارایه کند. کوشش بر این است که تمامی اگاهیها در این نوشته با رعایت احترام به اصول نگارش و اکادمی باشد،

خواهشمند است مدارا کنید.

لژ "حجتیه" در سه دهه گذشته زیر بار لژ اسد ابادی "روحانیت" بود لیکن توانست با رخنه در داخل نیروهای نظامی ماهرانه انها را کنترل کرده و قدرت را بدست بگیرد .

و این است تابعیت مطلق از فراماسون جهانی، با تنفر تمام بدون چاره ای دیگر استاد اعظم لژ اسد ابادی "روحانیت" (اقای هاشمی رفسنجانی) با تحقیر پرچم فراماسیون را به گزیده ای دون پایه ای از لژ حجتیه (اقای محمود احمدی نژاد) تحویل میدهد، با اینکه میداند این لژ طراح حذف فیزیکی پدر بزرگ نوه هایش اقای ایت الله لاهوتی بوده است (1.6). بسیار تلخ است، ولی چاره ای جزاطاعت و سکوت نیست چون پرونده اعمال هردو لژ در دست مرکزلندن است و با نافرمانی اینده اش بجز اینده اقای سعید امامی نخواهد بود. هرچند اقای رفسنجانی، در سخنی سریع و از روی عصبانیت به یکی ازاساتید اعظم لژ حجتیه اقای ایت الله شیخ محمد یزدی گفت نگذارید زبانم را باز کنم و اسرار را بگویم منظورشان زمان انتخاب ولی فقیه بود(1.9) ولی خودش میداند که یک بلف بیشتر نیست چون همز مان وابستگی هردو انها برملا میشود و پایانشان خواهد بود.

اکنون سازمان جهانی فراماسون یا به فارسی مشابه بکار گرفته شده برای ان "دجال" یا پیش تر بنام "فراموشخانه" (2.3)و یا در معنی واژه ای ان "بناهای ازاد"، برای بیشماری از مردم، سازمانی شناخته شده و نوشته های زیادی پیرامون مقاصد و تاریخچه کارهای انها درایران و جهان نگارده شده است. در این نوشته کوشش بر این است که بررسی های نوین تری با احترام وکاربری از نوشته گذشتگان صورت گیرد.

در سالهای پیش از انقلاب سال 1357 حدود بیش از 2000 نفر از رجال ایران را گزیده های فعال فراماسونری در ایران حدث میزدند و تعداد لژ های این سازمان در ایران بیش 17 لژ نامبرده نمی شد(2.6). این در زمانی بود که جمعیت ایران کمتر از 35 میلیون نفر بود. اکنون با تغییرات جغرافیای سیاسی جهان و سقوط قطب اقتصادی،سیاسی شوروی، فراماسیون جهانی به خاطر تاکتیکهای زمانی برخی از لژهای قدیمی خودرا کمتر نیارداشته و برخی را نیزفعال تر کرده است و اندکی را نیزه بصورت راکد در اورده است . در ایران با در نظر گرفتن دگرگونی انقلاب وفزونی جمعیت کنونی به بیش از 70 میلیون نفر، فراماسون نه فقط تعداد رجال بی

شتری را به گزینش دراورده بلکه لژهای نوین احداث و در اهمیت فعالیت انها نیز مرتبه بندی نموده است. با توجه به این امر که لژهای

فراماسون هرکدام جداگانه و مخفیانه از یکدیگر فعالیت دارند و بندرت ازفعالیتهای همدیگر اگاه هستند. درایران کنونی رقابت مشهودی بین این لژهابرای گرفتن قدرت بیشتر دروقوع است. در این کاوشگری هدف این است که همزمان با زیر نظرداشتن مانورها و حرکتهای روزمره لژها، حرکتهای انها از دیدگاه اکادمیک بررسی و به نقد گرفته شود و از کاوشهای تاریخی اندیشمندان پیشین نیز بهره گرفته شود هرچند به همکاری، یاری و تصحیح دیگرمحققین دراین رشته نیازمند است بویژه در تشخیص لژ هر افراد.

خواهشمند است این گفته اینجانب در زیر همیشه درهنگام مروراین گونه نگارده ها، پیرامون افراد گزیده فراماسون در نظرتان باشد:

گزینش استادان اعظم یا گراند مستر، مانند: " حدس بزن امشب چه کسی برای مهمانی می اید "، نیست. زمانه و اعمال میزان گزینش فراماسیون بوده واین است رمز پیشروی آن . برای همین واژه عضویت که چندی بکارمیبرند برای این گردهم ایی نا مناسب است.

تنی چند از گزیدههای دهه های پیش برای امادگی ذهنی:

لژ بزرگ ایران : لژ بزرگ ایران ترکیبی از سه لژهای فراماسون انگلیسی، فرانسوی و المانی در ایران به

ریاست صدر استاد اعظمی (گرند مستری) آقای جعفر شریف امامی پایه گذاری شد(2.9) .





















لژهای فعال کنونی فراماسون در ایران





~~~~~~~ لژبزرگ ایران~~~~~~

تذکر: مرسوم بوده که صدر استادان لژهای دیگر درایران گزیده لژ بزرگ ایران نیز بوده اند، بدین خاطر ممکن است تنی از رجال در زیر دو لژ از انها نام برده شده باشد.

این لژشاخه ای از لژمرکزی لندن میباش

د و گراند مسترها یا استادان اعظم سطح بالای این لژ مستقیما در فرماندهی فراماسون جهانی در مرکزلندن میباشند و میشود انرا ادامه لژ بزرگ سابق در پیش از سال 1357 دانست که در سطح بین المللی با خانوادهای دربار انگلیس ،

سران لژ وهابی خانواده دربار سعودی ، خانواده سلطنتی اردن و امثال انها هم رتبه میباشند. در زمان پیش از انقلاب صدراستاد اعظمی این لژ با اقای جعفر شریف امامی و پس از وی اقای اسدالله علم بود (3.3). در سال 1333 نیز اقای محمد رضا شاه پهلوی با سفری به لندن به این لژپیوست . (3.6) و لژ دربار "پهلوی" نیز بنیان گزارده شد.

لژ بزرگ ایران درزمان کنونی چندی صدراستاد اعظم ( گراند مستر) داخل ایران دارد. درپاره ای از نگاردهها ازایت الله محمد رضا مهدوی کنی به عنوان گزیده صدراستاد اعظمی (3.9)لژبزرگ ایران پس انقلاب در فراماسیون ایران ذکر گردیده است.وی که دارای همسری انگلیسی است و مدتی طولانی در لندن بوده ودر سال 1374 با شریف امامی استاد اعظم لژ بزرگ ایران و اخرین نخست وزیر غیر نظامی شاه دیدار ومذاکره کرده بود(4.1). نگارده شده است که در مرکز لز" اسد ابادی" لژ روحانیون درسال 1361 در مراسمی گزیدگی استاد اعظمی لز اسد ابادی را با همکاری شریف امامی به عهده گرفته است(4.2) .

لژ بزرگ ایران صدر استادان اعظم لژ های دیگر داخل ایران را نیز در بر میگیرد.

گزیدهای لژبزرگ ایران که با گراند مسترها لژ مرکزی لندن رابط هستند و در هنگام حذف افراد غیر

فراماسونری به نفع همدیگر و لژ ها فعالیت کرده، حتی تا حذف فیزیکی رجال غیر فراماسونری پیش میروند.

از نمونه های تاریخی این نوع همکاری حرکتهای میتوان نمونه های زیر را در تاریخ اخیر ایران نام برد:

(1)جهت گیری ایت الله کاشانی از لژ روحانیت (اسد ابادی) , بنفع لژ های فراماسون پهلوی ولژ ظاهرا کارگری زحمتکشان اقای

مظفر بقایی و لژ ارتش شاهنشاهی(کانون افسران ) در کودتای 28 مرداد برعلیه دولت غیرفراماسیونی

دکتر محمد مصدق و دکترحسین فاطمی(4.3) و حذف انها با همکاری فعال فراماسون مرکزی در لندن. با توجه به اینکه اقای بقایی در رابطه با قتل افشارطوس از یاران دکتر مصدق در زندان بود(4.6) و اقای ایت

الله کاشانی و محمود کاشانی این موضوع را کاملا میدانستند.

(2). در زمان جنگ ایران وحکومت صدام حسین، فروش موشکهای امریکا به ایران که با همکاری لژصهیونیست ایرانی صورت گرفت و این موضوع توسط بستگان اقای ایت الله اعظمی اقای منتظری، اقای مهدی هاشمی که فراماسونری نبود، بر ملا شده بود(4.9). در این رخداد تاریخی اقای اقای حجت اسلام هاشمی رفسنجانی از لژ روحانیت به نفع این لژصهیونیست ایرانی و بر علیه ایت الله منتظری هم صنف روحانی خود که سالیان دراز در زندان شاه بود بر خاست، چرا چون اقای منتظری فرامسونری نبود، این منجر به اعدام 12 نفر ازگروه هوادار اقای منتظری و مهدی هاشمی ، بوسیله اقای ریشهری مرید اقای مصباح یزدی از لژ فراماسیونی حجتیه گردید(5.3).

هدف گزیده ها در اهداف جهانی فراماسیون جهانی یکی است، نه هم مسلکی و نه هم صنفی و دوستی. قابل ذکر است که مهدی

هاشمی

در زمان شاه نیز زندانی و شکنجه شده بود و فرد نامطلوبی برای فراماسون جهانی بود و همواره مزاحم کارهای انها در ایران

بوده و میبایست حذف فیزیکی شود.

(3). جهت گیری ایت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی از لژ روحانیت ( اسد ابادی) بنفع هم لژی خود ایت الله اقای ناطق نوری بر علیه اقای محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری.

(4) در زمان انتخابات ریاست جمهوری 1388 بین اقایان محمود احمدی نژاد نماینده از لژ حجتیه و اقای میر حسین موسوی که فراماسونری نیست، با تمامی تهمت ها و

بد نامی هایی که از طرف اقای محمود احمدی نژاد وازجانب لژ حجتیه به اقای

هاشمی رفسنجانی و خانواده وی زده شد(5.6) وی هیچگاه طرف هواداری اقای میر حسین

موسوی را در انتخابات نگرفت. چون اقای میرحسین موسوی خارج از گزیده های فراماسیون جهانی میباشد و اقای رفسنجانی با تمامی رنجهایی که در این مورد کشید هچگاه اجازه طرفداری از اقای میر حسین موسوی را از مرکز لندن نیافت حتی اگر این موضوع موجب سقوطش از عرضه سیاست شود. و این است رسم .............

5 ) نخستین گزیده ای که پس از انقلاب نامش به عنوان استاد اعظمی فراماسیون درایران ذکر گردیده است. اقای

ایت الله مهدوی کنی میباشد(5.9). اقای مهدوی کنی در ظاهر یا پشت پرده همواره در مقامات بالای دولتمردی نگاه داشته شده است. درشهریور سال 1360، در زمانی که اقای کنی درمقام وزارت کشوری بود حادثه مبهم انفجاردفتر نخست

وزیر که منجر به حذف فیزیکی رییس جمهور وقت اقای محمد علی رجایی و نخست وزیر اقای محمد جواد باهنرگردید(6.3) و راه را برای ریاست دولتی وی همراه کرد. که ترور هردو با هم پرسشی تاریخی است.

6) کناره گیری اقای دکتر علی اکبر ولایتی نامزد انتخابات ریاست جمهوری به نفع اقای هاشمی رفسنجانی از لژ روحانیت بر علیه اقای دکتر مصطفی معین(6.6) که فراماسونری نبود.

7) ماجرای چگونگی باز گرداندن اقای احمد رضایی، فرزند اقای محسن رضایی ، فرمانده پیشین سپاه، به ایران از کالیفرنیا به ایران(6.9). این هماهنگی بین لژها، با اینکه ظاهر باهم بد میباشند برای اهداف فراماسیون نیازی بود که با برنامه ریزی منظم و پیچیده، لژ "ب" که سالیانی است که بیشترین فعالیتش از داخل به خارج منتقل شده است، انجام گرفت. این کمک ارزنده ای به لژ روحانیت کرد چون اقای احمد رضایی بن

ا به دلایلی در حال افشاگری اقایان" عالیجنابان سرخپوش " در رسانه های ایرانی کالیفر

نیا بود، این نمونه ای از همکاری کامل لژهای خارج از کشور و داخل میباشند .

سردار محسن رضایی در سال 1377 که فرزندشان به کالیفرنیا گریخت (؟)، با گفتاری عامیانه پسند گفتند "پسرم را افرادی به

عنوان عضو ناسا اغفال کردن"(7.3). البته هیچگونه هنر دانشمندی اقای احمد رضایی در پژوهشهای فیزیکی فضایی یا رساله علمی ایشان که مورد علاقه دانشمندان ناسا قرار گرفته شده باشد، دیده نشده یا

هنوز منتشر نشده است که اقای سردار محسن رضایی پسرشان را دانشمندی چنان بداند که ناسا دنبالش باشد.

اقای سردارمحسن رضایی در یک مقطع تاریخی بایستی پاسخگوی این سوال باشند. چگونه در سال 1384،

پس از بازگرداندن مشکوک فرزندتان به ایران که به این سادگی گول میخورند، ایشان از جانب شما به ریاست دفتری دبیر مجمع تشخیص نظام گمارده میشود(7.6)؟ شما میدانید که دفتر تشخیص مصلحت نظام کشور که

یکی از بزرگترین بنیادهای

ساختار تشکیلات دولتی است مرکز اسرار محرمانه حکومت است.

اگر اقایان رجایی و با هنر هردو با همدیگر در یک زمان حذف فیزیکی نمی شدند امکان رسیدن اقای مهدوی کنی از

لژ فراماسیونی روحانیت به ریاست دولت وجود نداشت

بر طبق قوانین اساسی ساختار طبقه بندی جمهوری اسلامی در ان زمان، تنها زمانی وزیر کشور ریاست دولت را عهده دار میشود که رییس جمهورو نخست وزیرهردونباشند(7.9). این حادثه از مشکوک ترین حوادث پس از انقلاب بود. بیشترین مورخان چه موافق وچه مخالف اقای رجایی بر این توافق دارند که اقا ی رجایی فراماسونری نبود و بلکه دولتمردی بود که به هیچ دولت یا سازمان بیگانه ای وابسته نبوده است


~~~~~~ لژ حجتیه ~~~~~~

ایت الله مصباح یزدی پدر خوانده حذفهای فیزیکی رجال سه دهه اخیر ایران

این لژدر چند ده اخیر برای جایگزینی لژ درونی در فداییان اسلام که افراد ان دیگرکابری ندارند و درحال رکود میباشد، بکار گرفته شد

و نوع ابزاری کار بری ان شباهت تاریخی بسیاری با لژ رخنه ای درداخل فداییان اسلام دارد.

درظاهر صحنه ایت الله اقای ابواقاسم خزعلی رهروی پس ازاقای ایت الله حلبی (8.3)در رهبری حجتیه دیده میشود با این تفاوت که در ایشان همانند اقای حلبی در ظاهر فعالیت ضد بهایی بودن زیادی دیده نمی شود. ایشان پایه گذار "بنیاد بین المللی غدیر" که دارای شعباتی در کشورهای دیگر مانند: هلند، بلژیک، المان، عربستان، امارات و.......... است، میباشند(8.6). اگر تاریخ در اینده شعبه های اروپایی این بنیاد را زیرسوال نبرد، سوال دیگری پیش می اید، که چگونه امیران وهابی سعودی که حتی اجازه مسجد به شعییان عربستان را نمی دهند و شعییان را نیز مشرک میداند، چگونه اجازه فعالیت به این بنیاد شیعی، انهم زیر فرمان یک روحانی خارجی داده است؟ ایا فراماسیون جهانی که دنبال گزینش نخبگان در دنیا است از نخبگی اقای خزعلی بهره مند میشوند؟ یا نخبگانی پشت پرده ساکت و رهرواند و ایشان ظاهرکار؟ در باره نخبگی ایشان فرزند وی اقای دکتر خزعلی گفته هایی دارند که از همه به این موضوع اگاه ترند. اما در اینکه خانواده حاکم بر عربستان گزیده لژ وهابیت وابسته به فراماسیون جهانی لندن میباشد گمانی نیست. و همانگونه که بارها تکرار شد همکاری لژ ها برای پیش برد اهداف جهانی انها اولویت بر تفاوت های میان لژی دارد.

چندی از مورخین این لژ حجتیه فراماسیون را لژحلقه حقانی (برگرفته از مدرسه حقانی) نیز نگارده اند(8.9)

که این درست نیست چون اقایان ایت الله دکتر سید حسین بهشتی واقای ایت الله قدوسی ازبنیانگزاران مدرسه حقانی هیچگاه افکار حجتیه ای نداشتند. مدیریت مدرسه حقانی با اقای ایت الله قدوسی داماد اقای علامه طباطبایی از اندیشمندان علوم اسلامی بود که ایشان

نیزهیچگاه افکار حجتیه ای نداشت است. اقای ایت الله مصباح یزدی از روحانیون پایین رتبه تر از ایندو در مدرسه حقانی پیرامون دیدگاه اقای دکتر علی شریعتی به اسلام با این دو شخصیت مخالف بوده و با ایشان تنش بر قرار نموده و در نتیجه مصباح یزدی از مدرسه حقانی جدا و با گروهی طلبه بنیاد حجتیه ای "در راه حق" را با سرمایه ای که دگران در اختیارش نهادند راه انداخت (9.3). هرچند در خاطراتی امده است که وی از جانب ایات اقایان قدوسی و بهشتی اخراج گردیده بوده است (9.6) و شاید این خود نیز دلیل کینه ای بوده که با انها داشته است.

ایت الله مصباح یزدی: برنامه ریز و سیاستمدار بزرگ پشت پرده و پدر حکم مهدور الدم (حذف های فیزیکی)

رجال سه ده اخیر ایران است. وی گزیده ای قاطع و تاریخی برای فراماسون جهانی بود. در ساهای ا ولیه انقلاب به دلیل انقلابی بودن رجال ، پایین بودن مرتبه مذهبی و اجتماعی اش ، و مساعد نبودن رهبریت زمان با افکار حجتیه(9.9) اقای مصباح یزدی در انزمان جرات هیچ حرکت اشکاری برای وی وجود نداشت.اقای مصباح زمانیکه دید با حضور بزرگان انقلابی و استاد علمی نمیتواند در پستهای بالا قرار گیرد و جو رهبریت اجازه نمی دهد به راههای زیرکانه دیگری بکاربری گرفته شد. وی پدر حذفهای فیزیکی میباشد و معتقد به حلال بودن شرعی و فقهی ریختن خون مخالفین سیاسی نظام است . تا زمانیکه ایت الله العظما روح الله خمینی در قید حیات بودند این لژ"حجتیه" نتوانست در مقاماتی بالایی رخنه کنند(9.9)، ومقامات بالا به ماهیت انها کاملا اگاهی داشتند.همچنین گفتارهایی نیز در باره اخطار به این گروه نیز بیان نموده اند(10.3). در نتیجه اقای مصباح یزدی استاد اعظم لژ حجتیه به روش دیگری روی اورد با بوجود اوردن گروه کشنده احکام "مهدور الدم" خود را به اجرا در اورد. سابقه مبارزاتی ایت الله مصباح یزدی پیش از انقلاب بسیارمشکوک و ناپیداست، لیکن پس از انقلاب ایشان پدیدار میشوند و انهم نه بطرفداری از انقلابیون بلکه در نخستین قدم مرموزانه شروع به حملاتی به دکتر شریعتی که به “معلم انقلاب “مشهور بود می پردازد نه مبارزه با بازماندگان استعمار و عوامل رژیم گذشته ، روحانیون بزرگی مانند ایت الله دکتر بهشتی و ایت الله قدوسی که نتوانستند وی را تحمل کنند او را از تدریس درمدرسه طلابی حقانی معذور و یا به گفتار عده ای وی را اخراج میکنند. و دیدیم که پس این واقعه چگونه اقایان دکتر بهشتی و ایت الله قدوسی مدیر این مدرسه در اینده ای بسیار نزدیک حذف فیزیکی شدند. بیگانگان که اقای مصباح را از پیش اماده ساخته بودند نیز در نخستین حذف وی را یاری میدهند (شهادت دکتر شریعتی) . تازه افشا میگردد، ایشان در پنهان چه می اموختند. ا

ایت الله مصباح یزدی که از جانب لژ فراماسونری ” حجتیه” امام نیز خوانده میشوند دیدارهای مشکوکی در امریکا و کانادا داشته است. این دیدار ها که حتی از هواداران خیابانی وی نیز پنهان بوده است ، اخیرا یکی پس از دیگری با تصاویری افشا میگردد. این افشاگری ها از نبرد میان لژی های فراماسون اسد ابادی و حجتیه سرچشمه میگیرد. از مهمترین این عکسها در امریکا دیدار ایشان با دکتر حسین نصر میباشد. فرزند اقای دکتر نصر سمت مشاورت ریس جمهور درکاخ سفید در امریکا را دارد.در این عکس اقای صادق خرازی که رابط بزرگ بین سران نظام دایره جهانی میباشند دیده میشوند مورخین میپندارن که مریدان جان بر کف وی مجریان این احکام هستند در صورتکه بسیاری از این مجریان قتل ها مانند سعید امامی از خارج از طریق فراماسون جهانی از طریق لژ مهر برای وی گسیل شد که حکم های قتلهای زنجیره ای و ججت الاسلام احمد خمینی را به ارا در اورد.، لیکن با سطوح . ایت الله مصباح یزدی توانست با در سه ده گذشته، مریان مهدور ادم را پس ازمایش در اجرای قتلها، یک یک در رل های کلیدی مسلح و نظامی و پستهایی که قابلیت حذف فیزیکی مخالفین و غیرفراماسیونی ها، را داشت رخنه داده وانها را بالا بیاورد. بیشترین این م

ریان قتلها در سطح گزیدگی برای فراماسون نیستند و فقط به عنوان ابزار قتل استفاده میشوند. مصباح در توانست با همکاری اقای رفسنجانی از لژ روحانیت و بازماندگان فعالی از لژ های مانده از رژیم شاهنشاهی، ایت الله صادق خلخالی را که فراماسونری نبود به کناری بزنند(10.6). اقای خلخالی با درسی که از کودتای 28 مرداد، اموخته داشت برای جلوگیری از کودتا و باز گرداندن شاه، بیشتر به زدایی افراد وابسته به رژیم شاه و فراماسونی ها همت گزارده بود. لیکن لژ حجتیه توانست با گزاردن اولین مهره کلیدی خود اقای ریشهری از هم لژان اقای مصباح یزدی(10.8)، کمکی به فراماسیون جهانی کرده تا چندی از مهرهای قدیمی خود را از مرگ نجات داده و برای همکاری حفظ کند و انتقام فراماسیون را ازانقلابیونی که در انقلاب سهمی داشتند، اعم از اسلامی، ملی گرا و

یا چپگرا بگیرد ، و پس ازقدرت نیروی انقلاب را بسوی، بکار گرفته در جهت حذف انقلابیون اصیل انقلاب سال 1357 روند دهد. با بررسی شناسنامه حذفهای فیزکی افراد پس از انقلاب تاریخ نشان داده که در این امر بس

یار موفق بوده اند.

نخستین حذف فیزیکی انقلابیون که جنجال زیادی در برداشت حذف فیزیکی ایت الله محمود طالقانی(10.9) از

مبارزان علیه شاه بود که فراماسونی که نبود بلکه همواره مانع چپاول استعمارگران بود. اقای ایت الله حسن لاهوتی از انقلابیون مبارز با شاه که هنگام انقلاب در پشت سر اقای ایت الله العظما روح الله خمینی از هواپیما بهمراه ایشان در فرودگاه تهران پیاده میشود(11.3)، ازرجال معروف انقلابی دانست که حذف فیزیکی گشت. پس از حذف فیزیکی ایت الله محمود طالقانی وی را میتوان دومین رجال مهم دانست که فراماسیونی نبود. . ایت الله حسن لاهوتی

که جزو نخستین بنیانگذاران سپاه انقلاب اسلامی پس از انقلاب 1357 درایران بود(11.6) در زندان مسموم و کشته شد. فرزند ارشد وی وعروسان وی فایزه و فاطمه رفسنجانی (دختران اقای علی اکبرهاشمی رفسنجانی) تایید کرده اند که وی در زندان مسموم گردیده است(11.9). او از جمله روحانیونی بود که به همراه ایت الله استاد شیخ علی تهرانی و اقای حجت الاسلام سید احمد خمینی نسبت به دیدگاههای دکتر شریعتی، نظری مساعد داشتند.(12.3)



بر سر دکتر شریعتی، یاراَنش و شخصیتهایی که در مراسم خاکسپاری وی حضور داشتند چه امد؟

روحانیون مستقل و غیر فراماسیونی بر خلاف لژ حجتیه در برابر دیدگاه دکتر شریعتی به اسلام، احساسی پدرانه داشته و انرا برداشتی

نوین بر اندیشه اسلامی وقابل تبادل نظر و بررسی میدانستند. در ضمن اندیشه ها و برداشتهای جوان پسندانه وی در انروزها موجب جلوگیری از موج هجوم جوانان به اندیشه های متداول و در حال گسترش چپگرایانه انزمان بود، که این موضوع موجب زدن برچسب

های وابسته به غرب بودن به دکتر شریعتی از سوی جناح چپ در ایران شده بود.

دکتر شریعتی : در سالهای استانه شروع انقلاب، خبر درگذشت مرموز دکتر شریعتی نیز در سن 44 سالگی در یک حین دیدار سه

هفته ای از کشور انگلیس، مرکز فراماسیون جهانی بدلیل سکته قلبی اعلام شد(12.6). نزدیکان و یاران و پزشکان وی که بر سلامتی وی بخصوص از ناحیه قلبی واقف بودند وی را شهید نامیده و حذف فیزیکی وی را در سلامتی کامل نپذیرفته و منطقانه نمی پندارند(12.9). فرزندان وی که نخستی کسانی بودن پیکره ایشان و صحنه قتل را دیده بودن انرا غیر طبعی و مشکوک خواندند.(13.3). وی که اندیشمند و سخنوری بی همتا در زمان خود بود و پس از انقلاب بدون شک از رهبران بزرگ ایران و منطقه میشد وجودش برای فراماسیون جهانی نا خوش ایند بود و باید این مانع برای راهوار کردن مهره هایشان بر داشته میشد. پیکره وی در جوار حرم حضرت زینب زیارتگاه شعییان جهان در سوریه با مراسم بزرگی با حضور یاران به خاک سپرده شد.

درفرودگاه دمشق روحانی بزرگ جهان شیعه امام موسی صدر و رهبر شیعیان لبنان که در خط مبارزه با اسراییل قدم بر داشته بود، به پیشباز پیکره دکتر شریعتی رفت(13.6). این نشان دهنده این بود که همه روحانیون مخالف اندیشه های اسلامی وی نبودند. این روحانی، امام موسی صدر، حضور این روحانی در این مراسم نیز که در جهت فکری حجتیه ای ها نبود، برای انها گران امد.

در مراسم خاکسپاری دکتر شریعتی همجنین اقای دکتر مصطفی چمران، دکتر مفتح، اقای صادق قطب زاده، دکتر ابراهیم یزدی، دکتر

صادق طباطباییبرادر همسر اقای احمد خمینی، اقای عبدالکریم سروش و.......(13.9) حضور داشتند. با بررسی تاریخ میبینیم که افرادی که در این مراسم حضور داشتند چگونه یکی پس از دیگری حذف فیزیکی یا سیاسی شدند. برای نمونه رجال زیر را تاریخ مینگارد:

امام موسی صدر: وی از روحانیان روشن اندیش و با اعتبار بین المللی بود که از جهت فکری هیچگاه مانند حجتیه ای ها نبود، وی که بر پیکره دکتر شریعتی در بیروت نماز گزارد، چندین ماه پس از حذف

فیزیکی دکتر شریعتی، ناپدیدش کردند. فراماسیون جهانی، برای اسان نمودن راه لژ های رخنه ای

در جهان شیعه، ( لژ روحانیت و لژ حجتیه) این مانع بزرگ را از پیش پای رجال این لژ ها بر داشته شد. وجود وی با کاردانی ، هوش واعتبارجهانی اش وی را کاندیدای جدی برای مقامهای بزرگی پس از

انقلاب ایران در ایرن و جهان شیعه و اسلام کرده بود و بایستی حذف میشد. امام صدر در حادثه ای بین المللی، در هواپیمایی که از لیبی به ایتالیا میرفت ربوده شد و به گونه مرموزی مفقود الاثر گردید (14.3)که تا کنون هیچگونه اثری از این حذف فیزیکی واینکه چه

کسانی در ان دست داشتند، دیده نشده است.

دکتر مصطفی چمران: وی جزو مبارزان ایرانی علیه رژیم شاه بود که در کنار شیعیان لبنان مبارزه میکرد(14.6). وی که از مریدان اندیشه های دکتر شریعتی بود(14.9).، از جمله رجالی بود که در مراسم بزرگ خاکسپاری وی شرکت داشت. دکتر چمران در نبردهای جنگ های نامنظم بر علیه صدام حسین پیشگام بود، وی در اخرین نبردش با صدام ، درمرز استان خوزستان بطور مشکوک و سوال بر انگیزی که در مورد مرموز بودن ان نگارده ها زیادی شده است(15.3)، کشته شد. تا کنون هنوز در مورد چگونگی شلیک توپ یا خمپاره از پشت به ایشان بررسی کاملی نشده و تمایلی به تحقیق در پیرامون ان نیز دیده نشد. وجود وی در فرماندهی نظامیان راه ر

ا برای رخنه افراد حجتیه و که سوابق انقلابی نداشتند و حتی در مواردی با شاه بر علیه انقلابیون همکاری کرده بودند، مانع بزرگی بود که بایستی از سرراه برداشته میشد.

حجت الاسلام دکتر مفتح: وی که ازمبارزان بر علیه رژیم شاه بود و در هنگام انقلاب که درب زندانها باز

گردید وی نیز ازادی همراه دیگر زندانیان سیاسی ازادی یافت(15.6). وی نیز از جمله رجالی بود که در مراسم خاکسپاری دکتر شریعتی در زینبیه شرکت نموده بود. دکتر مفتح یکسال سال پس از انقلاب در سال 1358 در دانشگاه تهران بوسیله ناشناسانی با چند گلوله ترور گردید که تا کنون شناسایی نشده اند(15.9). کشتن وی را به گروه فرقان که گفتار زیادی در عقای انها شده ولی تاریخچه ای از ان وجود نداشت نسبت

دادند. با توصیفاتی که از عقاید این گروه(16.3) گفته شد کشتن وی برای انها اولویت نمی بایست داشته می بود.

اقای صادق قطب زاده: وی نیز که در مراسم خاکسپاری دکتر شریعتی در سوریه شرکت داشت(16.6) از رجال مخالف رژیم سلطنتی درزمان شاه بود. وی که از یاران ایت الله العظمی خمینی در پاریس بود، پس از بازگشت به ایران تا مقام وزارت امور خارجه فعال بود. وی بجرم شرکت در کودتایی بر علیه دولت بوسیله اقای ریشهری از مهره های رخنه ای اقای مصباح یزدی از لژ حجته، محکوم به

اعدام گردید(16.9). پیرامون این کودتا، و چگونگی دخالت و نقش اقای قطب زاده در ان و اقرار تلویزیونی وی موارد ضد و نقیظ زیادی نگارده شده است.از انجمله میتوان به گفته های اقای احمد خمینی که دیدارهایی در زندان با وی داشته رجوع کرد(17.3). هرچند در گذشت ناگهانی خود اقای احمد خمینی نیز مشکوک و موردی از موارد اقرارهای کارگردان قتلهای زنجیره ای اقای سعید امامی(17.6) از لژ "مهر" میباشد.

اقای احمد خمینی و اعلام موجودیت "جناح سوم":

اقای احمد خمینی: وی که نسبت به بی حرمتی توسط گرو های اوباش و عوامل حجتیه بر علیه خانواده شریعتی ناراحت بوده است. در

جلسه ای در بزرگداشت اقای دکتر شریعتی در منزل خانواده شریعتی در حضوراقایان ایات لاهوتی و استاد تهرانی سخنرانی نموده بود. اقای احمد خمینی در این سخنرانی معروف در حضور اقای لاهوتی و تهرانی از وجود " جناح سومی" نامبرده است(17.9). این جناح سوم را زمانه و تاریخ در حال نگارش است. چون به او فرصت کافی برای بازرسی و بر ملا کردن ان جناح داده نشد، همانگونه که به ایت الله قدوسی زمانی برای بررسی بمب گذاری نخست وزیری داده نشد. و از اقرارهای اقای سعید امامی بر امد که ایشان نیز مزاحم

اهداف جهانی انها بوده وبوسیله ارکان لژ حجتیه و بدستور فلاحیان گزیده این لژ حذف فیزیکی گشت. و این موضوح در جلسه ای با

حضور گرند مستر لژ فرمانده اعظم اقای مصباح یزدی. اژه ای، اقای بادامچیان، سعید امامی( مجری قتل) و نماینده رهبری اقای هیت الله خوشوقت مورد تایید قرار میگیرد(18.3). بعد ها اقای دکتر جمشید پرتوی پزشک اقای احمد خمینی که نوع مرگ وی اگاه بوده، نیز به طرز مشکوکی در خانه اش به قتل رسیده و حذف میشود(18.6).

نکته جالب دیگر در پیرامون اعدام اقای قطب زاده این است که دو سرهنگی که اعلام شد موجب افشای این کودتا و نقش اقای قطب زاده در ان بودند چندی بعد بوسیله خود اقای ریشهری محکوم به اعدام میشوند(18.9). هر چند از ایندو به عنوان جنگنده های قهرمانی در جنگهای جبهه های جنوب غرب ایران بر علیه صدام حسین نامبرده میشوند...............................

ایا سازمان مجاهدین خلق در حذف های فیزیکی دست داشتند یا مصلحتی برای کسب اعتبار مبارزاتی و یا انتقامجویی ، اعلام مسولیت انها را به عهده میگرفتند؟

همانگونه که بیان شد در پاره ای از خاطرات امده است که اقای مصباح یزدی از جانب ایات قدوسی و بهشتی از مدرسه حقانی اخراج

گردیده بوده است و شاید این خود دلیل کینه ای بوده که با انها داشته ، اقای مصباح در انزمان هیچ جرات حرکت اشکاری بر علیه انها

نکرد. ولیکن تاریخ نشان داد که ایندو مانع چگونه ماهرانه از سر راه لژ حجتیه برداشته وحذف فیزیکی شدند و راه برای پیشبرد اهداف فراماسیون هموار گردانیدند. تاریخ نگاشت که چگونه پس از اقدام انفجار مشکوک و مرموز نخست وزیری که به کشتن اقایان رجایی و باهنر منجر گردیده بود، اقای آیت الله قدوسی در مقام تجسس برای یافتن سرنخی برای کشف معمای اقای کشمیری، مظنون این واق

عه

بود. و در پیرامون جنازه ( یا جنازه سازی مصنوعی ) اقای کشمیری بررسی مینمود(19.3). درست 6 روز از بررسی های ایشان نگذشته بود که با انفجار بمبی اقای ایت الله قدوسی را کشته و تجسساتش را نیمه کاره گذاشتند. ان انفجارات به سازمان مجاهدین خلق

نسبت داده شد(19.6) که پارهایی از رهبران ان نیز مسیولیت انرا قبول کردند.

با توجه و در نظر گرفتن موارد زیر سران ان زمان سازمان مجاهدین تاملی کرده و پاسخ بدهند:

1) سازمان مجاهدین که خود را دارای اسلامی منطقانه و غیر خرافاتی میدانسته و بیشتر متمایل به جهت افکار دکتر شریعتی میدانسته

نه هم اندیشه حجتیه ای ها و یا مانند انها.

2) و اقایان آیات قدوسی و دکتر بهشتی از مدرسه حقانی از هواداران تبادل نظر ومبادله افکار با بررسی افکار نوین اسلامی مانند دکتر

شریعتی و دیگران مانند وی بوده اند(20.3). که افکارشان اگر همسو با این سازمان نبود با ان در ستیز نبود

3) و اقایان آیات مصباح یزدی و جنتی از مدرسه حقانی از مخالفان جدی حذف اندیشه های غیر سنتی مانند دکتر شریعتی(20.6) و

حتی حذف فیزیکی اندیشمندانی با اینگونه اندیشه بوده اند.

4) و زمانی که اقای بنی صدر ریس جمهور وقت مخفی بود و حکم توقیف وی صادر شده بود، پس از مدتی اقای بهشتی حکم توقیف

وی را متوقف کرده بود که مینگارند که این حرکت همه را متعجب کرده بود.(20.9)

5) و همچنین اقای جنتی اعلام کرده بود که اگر فرزندش محمد حسین جنتی لادنی که عضو سازمان مجاهدین خلق است اگر کشته یا دستگیرشود، برای شکر گزاری ان به مدت 40 روز روزه خواهد گرفت(21.3). که سر انجام محمد حسین جنتی و همسرش فاطمه سروری دربهمن سال 1360 کشته شدند.(21.6)










با در نظر گرفتن موارد فوق و موارد دیگری که خودتصمیم گیرندگان این سازمان در ان زمان میدانستند،

این سوال ها از تصمیم گیرندگان ان زمان سازمان مجاهدین خلق پیش می اید.


1) ایا این دوشخصیت اقایان قدوسی و بهشتی دشمنان اندیشه های این سازمان بودند یا اقایان مصباح یزدی و جنتی؟

2) ایا واقعا سازمان مجاهدین مسبب این کشتارها بودند یا بخاطر کسب افتخار وانتقامجویی، مصلحتی انهارا بعهده گرفتند؟

3) و یا، ایا رهبری سازمان، با نداشتن اگاهی کامل از دشمنان واقعی خود، با انجام این کارها اشتباهیات تاریخی کردند؟

بدنه بزرگی ازرجال لژ حجتیه در کشور های غربی هنگام تحصیل به گزیدگی این لژ در امدند که رابطه پنهانی

خود را

با انها حفظ نموده و در راه اهداف فراماسیونی جهانی به داخل گسیل شدند.

بسیار قابل توجه است که بسیاری از گزیده های گرداننده این لژ حجتیه از گروه کسانی بوده اند که در امریکا یا اروپا تحصیل کرده اند

وبرای فعالیت به ایران بازگشته اند. این لژ در ده اول انقلاب نتوانست بخوبی فعالیت کند (21.9) و رقیبی برای لژ روحانیت (اسد ابادی) بوده است. ولی دراین سه دهه در نیروهای نظامی افراد جوان خود را که سوابق فکری و مبارزاتی پیش از انقلابی ندارند وارد نموده و کنترل نظامی را در دست گرفت. و با نیروی نظامی توانست

مقامات دولتی زیادی را از لژ روحانیت برباید و انها را محدود سازد.

آقای مصطفی میرسلیم: در فرانسه مدرک فوق لیسانس رشته مکانیک دریافت داشت (30.3)وی پس از انقلاب

توانست با همین مدرک یه مقاهای بالایی گزیده شود. وی از اجانب رییس جمهورگزیده اقای هاشمی رفسنجانی به وزارت فرهنگ گزیده شد و سپس به گزیده های مجمع تشخیص مصلحت نظام پیوست(30.6).


علی اکبر ولایتی: وی در زمان زمامداری دولت هویدا برای تحصیل به شهر بالتیمور در نزدیکی واشنگتن

دردانشگاه جان هاپکینز برای تحصیل درر شته پزشکی کودکان فرستاده شده بود(30.9)، در پیشاپیش انقلاب به ایران برای کاربری بازگشت. نخست در مراسمی با حضور ولیعهد انزمان اقای رضا پهلوی، و عرض ادب به ایشان در حضور شاهدان ان حرفه که هنوز تعدادی در قید حیات هستند، به ریاست بخش کودکان بیمارستان رضا پهلوی گزیده شد. درسالهای بعد از انقلاب راه وی برای رسیدن در مقامات بالا هموار گردید و حتی با تخصص در پزشکی کودکان سالیانی نیزدر پست حساس و کلیدی وزارت امورخارجه گزیده گردید(31.3). اقای ولایتی در سال ۱۳۸۴ نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد اما چون لژ حجتیه در انزمان کاربری و قابل فروش

نبود ، پس از چندی به نفع نامزد لژ روحانیت اقای هاشمی رفسنجانی و بر علیه اقای دکتر مصطفی معین که فراماسونری نبود کناره گرفت(31.6).

ایت الله ناصر مکارم شیرازی: گزیده شدن و عمر طولانی نیز دردسری برای چندی از گزیده ها میشود که مجبور به عوض شدن وچرخشهای 360 درجه ای بر اساس خواسته های فراماسون جهانی می گردد که البته این موجب بی اعتباری این رجال در جامعه شان میشود. ایت الله ناصر مکارم شیرازی نیز که به مرجع تقلید بدون مقلد تبدیل شده است بخاطر بی اعتمادی مردم به حرکات تاریخی وی میباشد و مجبور به دریافت بودجه خود از دولتها بوده است.
1) اقای ناصر مکارم در دوران کودتای 28 مرداد، سلطنت طلب و مخالف با دولت ملی دکتر مصدق و فاطمی بوده (31.7) و مانند دیگران در لژ اسد ابادی، به یاری دربار و در روند سقوط دولت مصدق بکار گرفته میشود.
2) دربار محمد رضا شاه پهلوی، برای خوش خدمتی ایشان، به یکی از رمانهای وی بنام "فیلسوف نما ها" که در ان به داروینیسم نیز حمله کرده و انرا رد میکند جایزه میدهد(31.8).
3) اوایل انقلاب در روزهای رای گیری در پیرامون" اصل ولایت فقیه"، وی از مخالفان سر سخت این اصل بود، و بر علیه ان اصل گفتار زیادی دارد.(31.81)، که این اجرای نقش وی بایستی بر پایه برنامه ریزی جهانی از این گزیده خواسته شده بوده است. که حتی در روزی که اصل ولایت فقیه رای اکثریت اورد. ناصر مکارم چنین گفت: "امروز روز سیاه تاریخ ایران است"
4) چگونه این روحانی رمان نویس که با نوع افکاری که در لژ اسد ابادی که مغایر با افکار لژ "حجتیه" است داشته، ناگهان چرخشی 360 درجه زده و هوادار سرسخت ولایت فقیه شده است؟ و همچنین به لژ "حجتیه" روی اورده است؟. این خواسته ها بی ثباتی زیادی برای وی اورده که حتی دربین مقلدین در حجتیه نیز جدی گرفته نشده و فقط به عنوان مهره ای بازی گرفته شده است. شاید وی با دادن حکم فتوای خود بر علیه اقای اکبر گنجی از مخالفان اقای احمدی نژاد(31.85)، و مرتد خواندن او می اندیشد که در بین این گروه مقلدانی بیابد؟!





برادران لاریجانی از کجا امدند و به کجا میروند و پیش از انقلاب چگونه برای انقلاب می جنگیدند؟ نام میانی

"اردشیر" را ارباب "ممد ارباب" پس از مهاجرت به امل از کجا اورده است؟ ایا مسلمان بوده اند یا دستور به تغییر نام از جانب فراماسون برای رد گم کنی داشته اند؟ چگونه شخصی با نام گزیده فامیلی وسط "اردشیر" ناگهان فرزندش را تا ایت اللهی میفرست؟ اینها را برای چه اماده میکردنند؟ این خا نواده چند شهید ؟ چندزخمی؟ چند اعدامی؟ و یا چند زندانی برای این انقلابی که اکنون در کنترل انهاست داده است؟

این برادران گزیده در ابراز خدمات خود بسیارشجاع بوده و بدون واهمه کمر همت گزارده اند.

اقای علی اردشیر لاریجانی:

و چه کس میتواند نقشه ریزد بجز بناها، اقای علی اردشیر لاریجانی نوه اقای محمد ارباب معروف به "ممد

ارباب" از متمولین امل(31.9) با نام غیر اسلامی" اردشیر"، با لباس غربی جین" مرگ بر آمریکا(!)"

سوار بر مرکب به ریاست مجلس اسلام در انقلاب اسلامی پرچمداری دفاع از مستضعفین(!) که امام خمینی میفرمودند گزیده شود.

آقا اردشیر، این دکتر(؟)با دختر 15 ساله(!) اقای ایت الله مطهری ازدواج نموده اند(32.3). و شوهر خواهر علی مطهری از جناح

راستگرا اسلام میباشند(32.6). لازم به ذکر است که اقای ایت الله مطهری در حسینیه ارشاد همزمان با اقای دکتر شریعتی هم سخنران بوده. چندی از خاطرات حسادت شدیدی از ایشان بر علیه دکتر شریعتی گزارش میدند(32.6) بخاطر اینکه اقای شریعتی سخنور و

اندیشمندی بالاتر بوده و جوانان زیادی را مجذوب نموده(32.9) و تعدادی نیز مطهری همدست مصباح یزدی و جنتی متعق به لژ حجتیه میدانند. و تاریخ در اینده بازگو خواهد بود. لیکن موارد زیر را تاریخ در مورد ایت الله مطهری و حجتیه ای بودن یا نبودنش بایستی پاسخ دهد:

1) اجازه اینکه دخترآقای ایت الله مطهری، پاره تن یک پدر در 15 سالگی ازدواج کند(33.3) حاکی از تفکرات حجتیه ای وی بوده یا

یک اتفاق اجتماعی مقتضی زمان. این ایت الله دکترچه بر سر "طلب العم فریضه الی مسلمه و مسلمه" اورد. ایا دیگدگاه حجتیه غلبه کرد ؟

2) این ایت الله معلم انقلاب ملت مسلمان مستضعف ایران، چگونه دخترش را به "اردشیر" نامی(33.6) نوه "ممد ارباب" در شهر امل(33.9) و با روابط خانواده با انگلیس بدهد. چه بر سر انقلاب اسلامی حامی مستضعفین امد؟

3) قرار گرفتن پسراقای مطهری در در گروه سیاسی راستگرا(34.3) هماهنگ با لژهای حجتیه و سابقا با لژ اسد ابادی یک اتفاق

است یا نتیجه اموزشهای پدری ایشان؟

4)در حذف فیزیکی مشکوک دکتر شریعتی هم سخنورش ساکت بودن وسکوت ایشان در ظلم هایی که بر خانواده دکتر پس از شهادتش

روا شد سوالهای تاریخیست.

5) ایشان با فداییان اسلام رابطه داشت(34.6). که سید جمال الدین اسد ابادی(افغانی) اشکارانه دارای لژ خود بود(34.9).

6) با تمامی بزرگنمایی مبارزات ایشان بر علیه رژیم شا ه با مقایسه با روحانیونی مانند سعیدی و غفاری که زیر شکنجه شهید شدند ویا امثال طالقانی، منتظری و خلخالی که سالیانی در زندان بودند، این مبارزچند ماهی بیش در طول عمرش در زمان شاه بازداشت نشد(35.3). پیش از انقلاب عضو انجمن سلطنتی فلسفع بود(35.6) و ممانعتی برای این مبارز با شاه برای ورود به فرانسه در زمانی

که امام خمینی در انجا بود بوجود نیاوردند(35.9). تاریخ بایستی بازگو کند.

گزیده های فراماسون بر اساس آموزشهایشان الارقم اینکه ازکدام لژ می ایند و در کارهای عملی مانند "حذف فیزیکی" رجال غیر فراماسونی ، در اختیاریکدیگر گزاردن منابع مالی ملی یا رشوه و پارتی بازی برای یکدیگر، در" نحوه گفتار" نیز یگانه سخن میگویند برای مثال، اقای علی اردشیرلاریجانی از لژ "اسد ابادی" که در امریکا آموخته شده و سیروس ناصری نیز که در آمریکا اموخته شده

اند، در پاسخ خبرنگاران در پیرامون نحوه پوششان که برای رد گم کردن در یک اجتماع شیعه مسلمان ایرانی است، یکنواخت به خبرنگاران پاسخ میدهند.

"" علی لاریجانی پس از ترک جلسه علنی مجلس و در جمع خبرنگاران با این پرسش مواجه شد که چرا در سفر نیویورک لباس تیره بر تن داشته است .لاریجانی در پاسخ می گوید: همین لباس را امروز هم بر تن دارم. گفتنی است علی لاریجانی در سفرهای دیپلماتیک اخیر خود همواره لباس تیره بر تن داشته است که این پوشش یادآور پوشش سیروس ناصری در مذاکرات هسته ای است."" (94.8)


اقای محمد جواد لاریجانی


این برادران گزیده در ابراز خدمات خود به برای رقبت با لژ های دیگر بسیارشجاع بوده و بدون واهمه کمر همت به لژ لندن گمارده اند برای نمونه

در آستانه انتخابات ۱۳۷۶ از متحدان اقای علی اکبر ناطق نوری ( لژ روحانیت) بود. قبل از انتخابات وی طی سفری به انگلیس درملاقاتی محرمانه با نیک براون یکی از مدیران کل وقت وزارت خارجه انگلیس به وی

گفته بود که پیروزی جناح راست در انتخابات می‌تواند منافع انگلیس و غرب را تامین کند و تلاش کرده بود با ارائه تصویری رادیکال از جناح چپ و به ویژه اقای محمد خاتمی انگلیس را به حمایت از جناح راست برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تشویق کند.(36.3)

انتشار بخش‌هایی از مذاکرات محرمانه محمد جواد لاریجانی با نیک براون در ایران از سوی روزنامه سلام به آب

روریزی بزرگی برای جناح راست و شخص وی منجر شد تا جایی که وی از آن پس به چهره‌ای سوخته در میان محافظه کاران بدل گردید.(36.6)


در شرکت فعال مبارزاتی این خانواده در راه انقلاب چیزی بجز مهاجرت پدر ایشان به عراق که انهم به گفته خودشان از فشار بوده چیزی در دست نیست. لیکن اکنون به مخالفت و مبارزه با کسانی که در انقلاب شرکت داشته اند کمر همت گذاشته است؟ و اینکه چگونه

نبردبان بالاروی برای انها مهیا شد ؟ تاریخ خواهد نگاشت که بجز این دیدار اقای محمد جواد با انگلیس ها افراد این خانواده چه دیدارهای دیگری از این نوع داشته اند. همانگونه که ذکر گردید لازم بررسی است که چگونه است که بسیاری از گزیده های لژ حجتیه در غرب تحصیل کرده اند محمد جواد لاریجانی نیز در امریکا تحصیل کرده (36.9)و افراد حجتیه ای ها مانند همیشه وی را نیز دکتر میخوانند. اما به گفته آلین جکسن، در ماهنامهٔ انجمن ریاضی امریکا، وی هیچگاه این دوره دکترا را به پایان نرسانده‌است. به گزارش وی در جولای ۲۰۰۶گوگل یک مدخل در پروژه تبارشناسی ریاضی برای محمدجواد لاریجانی ذخیره کرد که می‌گفت که او تحت نظارترابرت وت در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در زمینه نظریه مدل دکترا گرفته است. ولی چندی بعد مدخل او برداشته شد.(37.3)

اقای احمد توکلی: پسر خاله آقایان برادران لاریجانی. جد اقای توکلی از تجار بزرگ بین

ایران و روسیه اامپراتوری بود و در زمان انقلاب کمونیستی شوروی اموالش بباد رفت و ورشکسته

شد(37.6)و ایشان بر اساس این واقعه تلخ مالی گزیده مطلوب و فعالی تشخیص داده شد. وی نیز به انگلیس

برای تحصیل رفته و از دانشگاه ناتینگهام در رشته اقتصاد به ایشان دکتری داده شد. ایشان با راهبرد هایی اقتصادی که ازخود اراییه

میکنند حتی از دولت نظام سرمایه حجتیه احمدی نژاد نیز که مردم را به بیگاری و در استثمار دارد راضی نیست و انرا یک "یک روی کرد لیبرل سرمایداری" مینامد(37.9) و میگوید " دولت(احمدی نژاد) مدل ثابی نداشته است،مثلا در بحث خصوصی سازی از مدل نیو کلاسیک سمایه داری پیروی نکرد" . باعث تعجب است در زمانی که تدریس علوم انسانی زیر فشارمیباشد با چه پشتوانه نامعلومی ایشان زیرکانه برروی اجرای مدل های سرمایه داری غیر انسانی که حکومتهای غربی ها نیزبه خاطر ضد انسانی بودن انها را بکار نمی برند، ایششان برای اجرا دم میزنند. ایشان دیگاه اقتصادی خود را در اجیر کردن مردم در زیر لوای اسلام لژ "حجتیه" پنهان نموده .در تاریخچه اجداد تاجرش با معاشرت و تجارت با غیر مسلمانان و یا نجس ها پایه انچنانی از تعصب اسلامی نوع حجتیه ای نشانی نداشته اند و فقط ایشان در قسمت نوع برداشت نظام سرمایه به سبک خود و ثمره بری از مستضعفین مسلمان که معلوم نیست از کجای اسلام گرفته تعصب شدید دارند. البته از دست دادن اموال خانوادگی اش نقش زیادی در تمایل به این موضوع داشته و دلیل گزیدگی وی و این نکته بایستی داشته باشد. اقای احمد توکلی در دوره اول انتخابات اقای احمدی نژاد نامزد ریاست جمهوری بودند که به نفع احمدی نژاد کنار رفت. (38.3) که لازم به گفتن نیست وی به نفع هم لژی اش اقای احمدی نژاد برعلیه نماینه غیر فراماسیونی جبهه گرفت(38.6) و اینکاری است که در لژ ها دیده شده است.

آسفندیار رحیم مشایی(تازه مسلمان):

ایشان با نام غیر اسلامی "اسفندیار" به گزیدگی برای حفظ اسلام و ومشاورت ریاست جمهوری "اسلام" برای حفظ انقلاب مستضعفین سال 1357 گزیده شده است. و با نوع اسم اول ، نوع نام خانوادگی و هواداری برخی از رسانه های اسراییلی از وی، با گزیده های لژ تهران(صهیونیست ایرانی) اشتباه گرفته میشود.

ایشان فامیل اقای محمود احمدی نژاد است.، پسر احمدی نژاد داماد ایشان میباشد(38.9). اقای مشایی هممانند اقای احمدی نژاد فردی مجهول الهویه سیاسی است. وی گزیده فراماسون بار کاربری در تماسهای خارجی میباشند. اقای اسفندیارمشایی(تازه مسلمان) بطرز مرموزی پس از انقلاب مانند سعید امامی و سیروس ناصری در اطلاعات رخنه نموده است. و به شغل ماموریت بازجویی افراد بازداشت شده گروه های سیاسی چپ و افراد سازمان مجاهدین خلق ایران پس از انقلاب گمارده شده است که در این میان وی بازجوی زنان سیاسی نیز بوده است.، و تاریخ نگارده که همسر وی که از زندانیان سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران بوده و این خانم از موارد مورد بازجویی اقای اسفندیار بوده است. (40.3) اقای اسفندیار(تازه مسلمان) بنا به دلایل نامعلومی با این خانم ازدواج میکند. که تاریخ بعد ها دلایل انرا بازگو خواهد کرد، چنانکه سعید امامی و سیروس ناصری را بر ملا کرد.



هرچند هدف نهایی جهانگستری و دراز مدت لژ های گوناگون فراماسیون یکسو است، لیکن گزیده

های لژ ها متفاوت با هم از رجال قشر های متمایز جامعه میباشند. از تفاوت های

مهم

برای تمایز لژ حجتیه با لژ روحانیت ، میتوان به 4 موردبزرگ اشاره کرد:

آقای دکتر حمید مولانا پس از چندین دهه تدریس در دانشگاه امریکن در واشنگتن برای شغل مشاوری اقای احمدی نژاد گزیده میشود(42.3). ایشان همچنین روابط حسنه ای نیز با اقای هاشمی رفسنجانی دارند. اقای میرحسین موسوی حتما چون هوادر امریکایی ها هستند در این اجماع اجازه حضور ندارند!؟


) هرچند تعداد کمی روحانی در لژ حجتیه وجود دارد اما افراد غیر روحانی دراین لژ بسیار بیشتر از لژ روحانیت میباشند. در لژ

روحانیت بندرت غیر روحانی مانند محمود کاشانی مشهود شده است

2) لژحجتیه بر خلاف لژ روحانیت که در امور کنترل اقتصادی کشور فعال است در کنترل امور قدرت نظامی سیاسی در کشورنقش

بزرگی ایفا میکند.

3) دیدگاه شیعی لژ حجتیه مانند دیدگاه تعصبی سنتی و تندروی لژ فداییان اسلام پیش از انقلاب میباشند.

بر خلاف ان دیدگاه لژ روحانیت دیدگاهی لیبرال به مسایل اجتماعی و اقتصادی دارد.

4) گزیدگان لژ حجتیه از نظر سنی جوانتر و کم تجربه تر بوده و از نظر علمی پایین تر میباشند.





~~ لژصهیونیست ایرانی( لژ تهران پیشین)~~~~~

این لژادامه و جایگزین لژ سابق معروف لژ تهران است . در هنگام جنگ ایران با صدام هین لژ با همکاری با دلالان اسلحه و شخصیتها امنیتی اسراییلی مانند ژنرال اسراییلی امیران نیر(50.3)، و سفر این ژنرال همراه با سران امنیتی امریکا به ایران و ملاقات انها با مقامات بلند پایه در ایران و خرید موشکهای امریکایی از راه اسراییل نقش مهمی ایفا نمود. هین موضوع موجب بالا بردن مجد د اهمیت این لژ در ایران گردید.

بخاطر جو اجتماعی و سیاسی موجود کنونی گزیده های این لژ را در داخل ایران یهودیانی که خود یا پدران انها به اسلام شیعه (نه اسلام سنی) گرویده اند تشکیل میدهند. تاریخ نشان داده که شیعه شدگان گزیده این لژ از شیعه های متولد شده در خانواده های شیعه متعصب تر میباشند(50.6) . لژصهیونیست ایرانی همواره با لژهای برنده فراماسون کار میکند بر علیه غیر فراماسیونی ها. در انتخابات کنونی انها

به جانب لژ حجتیه و بر علیه میرحسین موسوی فعال بودند و در اختلافات میان لژی بین احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی سکوت کردند.



اقای حبیب الله عسگر اولادی مسلمان صدر استادان اعظمی این لژ نامبرده میشود. این لژبیشترین فعالیت خود را در موارد اقتصادی و تجارت خارجی بکار گرفته است. بنا بر نگاشته هایی جدّ حبیب الله عسکراولادی از یهودیان ایران است. ‏پدر او یک تاجر سرشناس یهودی بود که در زمان رضا شاه نزد یکی از مراجع (احتمالا ایت الله تهرانی) مسلمان شد.(51.3) وی بنا بر رسم فراماسون در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از نماینده لژ فراماسونی "حجتی" اقای محمود احمدی نژاد بر علیه اقای میر حسین موسوی که فراماسونری نبود اعلام پشتیبانی کرد.

.

دیگر از کاران عمده این لژ برای فراماسون جهانی در اختیار گزاردن اسامی فعالان حزب کمونیستی توده از طریق منابع خارجی به ان لژ از طریق انگلیس به ضد اطلاعات ارتش پاکستان و سپس در اختیار اقای عسگر اولادی مسلمان قرار داده شد. اقای عسگر اولادی مسلمان سپس انرا در اختیار اقای هاشمی رفسنجانی از لژ روحانیت گذاشت(60.3) که موجب اعدامدسته جمعی بسیاری از نظامیان زبده توده ای که در حال جنگ با صدام بودند بوسیله ریشهری گزیده "حجتیه" شد. از سوالهای تاریخی این است که

1) اگر اسراییل در این موضوع دخالت نداشت، چرا اسامی از جانب فراماسیون جهانی مستقیما در اختیار اقای هاشمی رفسنجانی گه از

گزیده های اعظم میباشد، قرار نگرفت؟

2) ایا لژ صهیونیست ایرانی، با این کار و از بین بردن افسران ماهر و با تجربه ایرانی که به قهرمانان نجات خوزستان مشهور شد

ه

بودند ، و با تضعیف ارتش ایران و کمک به صدام برای ادامه جنگ فرسایشی و تضعیف دو کشور مسلمان که همانا خواسته اسراییل بود کمک نمی کردند؟

این سوالی است که تاریخ خواهد خواست که، امثال اقای هاشمی رفسنجانی ها بایستی به ان پاسخ دهند. -


اسداله عسگراولادي: معروف به «حاجی ترانسفر». وی جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود،

از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.(61.3)

اسدالله برادر حبیب الله عسگر اولادی وی از 30 میلیاردر بزرگ تهران است. وی هنگامی که بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!(61.5)

نحوه پاسخگویی های این میلیاردر به خبرنگاران، که خود را "کاسب جز" میخواند، مانند نحوه سخنان هاشمی رفسنجانی است که پس از دریافت لیست کمونیستهای ایران از برادر وی حبیب الله عسکری مسلمان از انگلیس در پاکستان و اعدام های دسته جمعی در ایران، وقتی وی را مسبب اعدام ها دانستند گفت " من یک طلبه ای " بیش نیستم.


وی که از اعضاي بنام گروه مؤتلفه است و سیاست خا نوادگی انها هواداری از لژ های دیگر فراماسیون بوده و در نخست از لژ اسد ابادی و اکنون از لژ حجتیه و احمدی نژاد در برابر غیر فراماسیونی مانند میر حسین موسوی دفاع میکند.، وی رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.(61.7)

آل اسحاق: جناب رئیس



لژاسد ابادی( لژ روحانیون)


سید جمالدین اسد ابادی: از نوابغ تاریخ بشریت و از برجسته ترین چهره های اسلامی قرن نوزدهم بود(65.3) که محمد عبده ، بزرگ مرد تاریخ مصر در زمان وی و مترجم یکی از نوشته های وی ، شاگرد وی بوده و همواره خود را از شاگردان وی خوانده است (65.6). این لژ بنام این نابغه گزارده شده است. چرا (؟). وی از سیاستمداران بزرگ زمان خود و احتمالا از تبار تیزهوشان خراسان بزرگ بود (ن) و در زمان جوانی نزد ایت الله طباطبایی مرجع تقلید انزمان روحانی بزرگ طباطبایی درجه اجتهاد گرفت(65.8). وی با هوش بسیار به عنوان رهبر ضد استعماری جهان اسلام در زمان خود شناخته شده بود. و با سیاست کامل در افغانستان، ایران بزرگ ان زمان، عثمانی ، شمال افریقا پیروانی اندیشمند زیادی داشت . وی به عنوان بنیانگذارلژ فراماسیونی "اسد ابادی " شناخته شده است و بسیاری از روحانیون شیعه آرزو دارند که جای این سید نابغه باشند و به این ارزو به این تژ پیوسته یا میپیوندند و یا ادای تاریخی وی را در می اورند. این

روحانیون نا اگاه، بایستی تا ریخ را مطالعه کنند که سید برای چه دلایلی که بایستی تاریخ نگاران بررسی کنند به این لژ ها میرفته، زیرا تاریخ مینگارد که: سید جمالدین یکبار در سال 1879 از لژ ماسونی در قاهره بیرون انداخته شده زیرا در ملا عام وجود خدا را انکار کرده".(65.9). لیکن روحانیون شیعه جاه طلب که نخبگی ندارند به افسانه ای بودن این نخبه اقتدا کرده و در حالی که اشنایی به تفکر مغزی وی را نیز ندارند این لژ را باور داشته وبا خود فروشی خود را در فرمان مرکزیت لندن گمارده و می پندارند که سید جمال لدین شوند. که از ان جمله خود فروشی ایت الله کاشانی بود که با همکاری با اوباشان و دریافت کمک مالی از بیگانگان(66.3) به قهقرای تاریخ رفت. در زمان انقلاب ایران تنی چند از روحانیون را نیز این "توهم" برداشت و گزیده های بالایی از روحانیونی در را بطه با لژ لندن در این امتداد ادا در می اورند. و در نتیجه مورخین این مطالعات لژ اسد ابادی را ادامه وار نگارده اند.

بایستی در نظر داشت که این لژ بسیار قدیمی تر و کاملا متمایز با لژ حجتیه است.

ایت الله محمد رضا مهدوی کنی: که به عنوان صدرگزیده استاد اعظمی پس انقلاب فراماسیون در ایران ذ کر گردیده است(70.3) که در "لژ بزرگ ایران" گزیده پر قدرت این لژ میباشد. ازدیگر اساتید اعظم در این لژ ازاقای ناطق نوری و اقای هاشمی رفسنجانی نیزنام برده شده است. این لژبر خلاف لژ حجتیه که در امور نظامی است در کنترل امور قدرت فعال و در کنترل امور اقتصادی کشور نقش بزرگی ایفا میکند.





محمود کاشانی فرزند ایت الله کاشانی در دوران کودتای بیگانگان در 28 مرداد، از پادو های دون پایه و جدید فراماسیون بود توانست با استفاد از ارتباط پدر ، انگلیسها و اوباش محله بد نام تهران در سقوط دولت غیر وابسته دکتر مصدق کمک شایانی کند و میتوان گفت بدون همکاری این خانواده روحانی کودتا انجام پذیر نبود. میتوان گفت که وی تنهاد غیر روحانی این لژ است که در واقع نه به عنوان گزیده نخبه بلکه به عنوان پادو بکار گرفته شده است. گروههای خیابانی زیر فرمان شعبان جعفری ( شعبان بی مخ) که خود را پیرو ایت الله کاشانی میخواندند(70.6) و با کمکهای مالی به انها و به خیابان آوردن زنان محله بد نام تهران بر علیه دکتر مصدق نقش تاریخی برای لژ مرکزی لندن درکودتای 28 مرداد ایفا کند. عکسها و مدارک زیادی از ایت الله کاشانی و شعبان بی مخ رهبر اوباشان و زنان محله بد نام تهران در تاریخ ثبت شده است. تنی چند روحانی خود فروشی خود را با پنهان شدن در لژ" اسد ابادی" میخواهند زیر نام این نابغه، میخواهند پنهان کنند. حمله فیزیکی شعبان بی مخ از همدستان محمود کاشانی و پدرش وافراد مرتبط به وی برای قتل دکتر فاطمی و اعدام وی که شخص مستغلی بود لکه ننک ابدی بر پیشانی اقای محمود کاشانی و خاندانش گذارد. بر ملا شدن ان، باعث شده که با تمام خدماتی که برای انگلیس ها کرده ، هیچگاه به مقام بالایی نرسد.

وی ازنادرگزیده های فراماسیون پیش از انقلاب است که در ایران هنوز فعال میباشد. با بر ملا

گشتن همکاری وی و پدرش در خاطرات رهبران

خارجی کودتا مانند اقای کرمیت روزولت و دریافت پول از انها برای اجرای کودتا(70.9) رجال و روحانیون کنونی بخاطر بد نام نشدن از وی دوری میجویند. همچنین نوع کاربردی محمود کاشانی در ارتباط برای ایجاد همکاری با افراد اوباشی مانند شعبان بی مخ برای کشیدن زنان مناطق مانند سکینه قاسمی" پری بلنده" در کودتای 28

مرداد(71.3) موجب الودگی وی به عنوان فرزند یک ایت الله گردید، هرچند پدر ایشان با شعبان رابه داشت و عکس های زیادی با وی دارد. اقای محمود

کاشانی بعد ها در همینگونه رابطه ها برای ایجاد شغل برای یکی از زنان در رادیو وتلویزیون گردید(71.6) و بر ملا شدن این

موضوع نیز موجب فاصله گیری بیشتر اعضای روحانی از این ایت الله زاده وترد بیشتر وی شد.

این موضوع قابل بررسی است که پس از انقلاب خانم سکینه قاسمی (پری بلنده) اعدام گردید (71.6) و اقای شعبان جعفری (شعبان بی مخ) ازایران گریخت(71.9) ولی گزیده های گرداننده انها، مانند اقای محمود کاشانی در حفاظت در ایران برای ادامه خدمت از صدمات به دور نگاه داشته شدند



~~~~~~ لژ " مهر" ~~~~~~


این لژ قدیمی فراماسون که تقریبا از بین رفته بود، توانست با مهره های جوان و نوین خود و با رخنه و همکاری با لژ فراماسون حجتیه، حیات کوتاه نوینی

بخود بدهد.

سعید امامی: صدر این گزدیده ها چه کسی بهتر از اقای سعید امامی ( با نامهای نامبرده شده دیگر: سعید اسلامی ، سعید پاکروان و یا دانیال قوامی)(80.3) میتوانست باشد که مانند اقایان ولایتی و لاریجانی ها،سیروس ناصری، میر سلیم و دیگران............ از کشورهای غرب (80.6) همزمان و همگام برای تغغیر روند انقلاب گسیل داشته شدند. سعید امامی که در امریکا در تحت نظر دایی اش سرهنگ سلطان محمد اعتماد که وابسته نظامی دولت فراماسیونی اقای هویدا در امریکا بود. و به تحصیل مشغول بود.سرهنگ سلطان محمد اعتماد رابطه نزدیک با اقای منصور رفیع زاده در نمایندگی ایرن در واشنگتن داشت (80.9).اقای رفیع زاده در کتاب خاطرات خود بنام شاهد که به زبان انگلیسی نگارده خود را رییس ساواک در امریکا و همچنین در همان زمان مامور مخفی سازمان سیا مینگارد. وی از دوستان دکتر مظفر بقایی نیز میباشد.(81.1) در اوایل این نگاشته پیرامون لژ فراماسونی زحمتکشان اقای مظفر بقایی و نقش انها در کودتای 28 مرداد ذکر گردیده است. سعید امامی که از خانوادگی مذهبی بنیادی نبود و حتی بعضی مورخین تنی از اقوام درجه اول وی را ازشاخه بهاییت از شیعه مینگارند(81.3) وی توانست با مطالعه و زبردستی در انجمن اسلامی رخنه داده شد و با شایستگی که داشت در انجا شناخته شد. چندی پس از انقلاب به طرز مشکوکی انتقالش به نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن هموار گردید . سعید امامی با حرکتی مشکوک تر به ایران گسیل و در ایران مستقیما به وزارت اطلاعات گزیده شد(81.9). وی توانست در مدتی حدود پنج سال با مهارت نخبگی اش در امور اطلاعاتی در این سن کم مراحلی را طی کند که نخبگان گزیده دیگر فراماسیون در تمام طول عمر به ان دست می یابند.(82.1) که حتی از روابط عمیق وی با گروه رهبری کشور می نگارند. وی گزدیده بسیار نادری بود که توانست خدماتی ارزشمندی در سطح بالا برای چرخش روند مسیر انقلاب با حذف فیزیکی نخبگان غیر فراماسیونی، انجام دهد. رخنه ماهرانه وی در لژ حجتیه نیز شایستگی بررسی است . چون امکان اینکه وی با داشتن رابط های سطح بالا بدین مقام اجرایی حذف رجال برسد امکان پذیر نیست. روابط ایشان با حجت السلام حسینیان(82.3) از لژ حجتیه ترکیب کاملی ایجاد کرد. اقای حجت الاسلام حسینیان دوست، هم عقیدتی(؟) و همکار اقای سعید امامی در حذف های زنجیره ای میباشد. اقای حسینیان از روستای "صغاد" اباده، از روستاه های شیعه بهایی نشین است (82.6). اینکه ایشان با خانواده |پاکروانها عموهای شیعه بهایی اقای سعید امامی رابطه داشته سوالی است ،یا خودحسینیان از خانواده ای بهایی بوده که مسلمان شده ، که تا کنون نگارشته ای نشده و دراین مورد ان اقای حسینیان هنوز سخنی نگفته اند. میتوان گفت اجرای ماجرای قتلهای زنجیره ای(83.3)، اوج فعالیت زمان گزیدگی سعید امامی میباشد.بسیاری ازکسانی را که وی حذف نمود، بسیاری از سرمایه های انقلاب بودند که ده ها سال در راه انقلاب مبارزه کرده بودند از ان جمله رجال میتوان دکتر سامی، داریوش وپروانه فروهر، سید احمد خمینی و... که زیر حکم شرعی مهدور الدم اقای ایت الله مصباح یزدی انجام کرفت را را نام برد
دکتر کاظم سامی رهبر گروه جاما (جنبش انقلابی مردم ایران) را میتوان نخستین حذف فیزیکی برنامه ریزی شده موسوم به "قتلهای زنجیره ای " دانست که دراذرماه سال 1367 انجام داده شد.(83.6) . مغز متفکر برنامه ریزی این حذف های فیزیکی را اقای سعید امامی (83.9) گزیده " لژ مهر" نام برده اند. هرچند اقای دکترکاظم سامی مورد نامطلوب فراماسیون از نخست بوده ودر اوایل

انقلاب در تابستان سال 1359 نیز عده ای که معلوم نیست از کجا برنامه ریزی شده بودند زیر نام اسلام به دفتر وی حمله کرده و خود وی در انجا نبوده ودر نتیجه افراد حاضر در دفتر را مضروب نموده اند(84.6).با رجوع به تاریخ و مروری به کشتن سید احمد کسروی به حذف فیزیکی سید احمد کسروی با برنامه ریزی لژ اسد ابادی اقای تکرار تاریخ را میبینیم و ایشان نیز دیر یا زود حذف میشد. یاران و هم اندیشان دکتر سامی چون ایت الله طالقانی و دکتر شریعتی پیش از وی حذف فیزیکی شده بودند. دکتر سامی معتقد به پیرایش خرافات از اسلام بود و همین اندیشه نزد لژ "حجتیه" برای حذف فیزیکی دلیلی کافی است.



اقای مهدی صدر زاده:
دایی مادری اقای سعید امامی، از وی که از نخبگی اش یاد ها شده، به عنوان بنیانگذاران

و استاد اعظمی این لژ فراماسیون در جنوب ایرن در شهرهای ساحلی آبگاه پارس (خلیج فارس) نام برده اند(90.3).

اقای علی اکبر امامی: پدر اقای سعید امامی از مقامات دولت محمد رضاه شاه در کردستان که روابطی با چندی از دولتهای خارجی داشته است و دایی ایشان اقای سرهنگ سلطان محمد اعتماد وابسته نظامی دولت هویدا در واشنگتن(90.6) که در فعالیتهای جهانی نیز فعال بوده، از ته مانده های این لژ سوخته بوده اند. اگر این لژ گزیده های نهفته ای برای اینده نداشته باشند، احتمال دارد با از بین رفتن سعید امامی این لژنیز پایان یافته تلقی شود.

سیروس ناصری: وی همانند اقای سعید امامی در امریکا دانشجو بود. وی نیز که از خانواه بنیادی مذهبی نمی اید و خانواده اش تا ان حد اعتقادشان در مذهب سست بود که نام سیروس را بجای یک نام مذهبی بر وی گذاردند. وی که مجهول الهویه سیاسی میباشند برای حفظ اسلام کمک به انقلاب مستضعفین گزیده شد. ایشان نیز دارایی نخبگی هستند و توانستندراه سعید امامی را طی کنند و برای تغییر روند انقلاب بسیار کاربری داشتند. وی با مهارت و مطالعه در انجمن اسلامی رخنه و چندی پس ازسعید امامی همانند وی با عجله روانه ، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن گردید و سپس به ایران گسیل شد. چگونگی

تنظیم ورود افرادی چون سعید امامی، سیروس ناصری و چند تن دیگر به نمایندگی درایران در واشنگتن و کناره زدن تدریجی نیروهای انقلابی که سفارت ایران در واشنگتن پس انقلاب را از اقای اردشیر زاهدی، گرفته بودند موضوعی همیشه مشکوک بوده است و اینکه این کانال ورود این افراد به این نمایندگی در واشنگتن تحت کنترل چه نیرویی است واز کجا اموزش میگیرند، بایستی مورد بررسی مورخین قرار گیرد. اینگونه افراد برای مشاغل کلیدی در ایران گزیده میشدند نه برای مشاغلی مانند استادی دانشگاه یادر شغل تحصیل تخصصی انها . از این نمونه از اقای ولایتی نیز میشود نام برد که در زیر حجتیه شرح داده شده است.(91.3). اقای سیروس ناصری در پست کلیدی مقام ارشدی هییت مذاکرات هسته ای گزیده شد(91.6). لازم به ذکر است که اقای حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات هسته مجمع تشخیص مصلحت نیز ازاعضای ارشد این هییت بود(91.9). در زمان حضور اقای سیروس ناصری و اقای موسویان در این اژانس، منابع غربی تمامی اطلاعات هسته ایران را در دست داشته که دقیقا به دنیا اعلام کردند. حتی در موردی دقیقا اعلام کردند که ایران حتی تا ده سال اینده،موارد نیازی برای فن اوری هسته ای را ندارد(92.3). که این اطلاع بسیار داخلی که به بیرون افشا گردیده بود تاکنون درست بوده است و اطلاعات دیگرنظیر ان. هرچند سازمان مجاهدین خلق با برنامه هایی رسانه ای ظاهری و پر سر وصدا اعلام بر ملا شدن اطلات هسته ای را گاهگاهی به عهده می گرفتند، لیکن منابع غرب دانا تر از ان هستند که به اطلاعات رسیده از سازمانی که عملا از داخل ساختار دولتی به مدت سی سال کنار است، تکیه کند و راههای ارزشمند دیگری گزیده شده است. ودر نتیجه دیدیم که خود دولت نیز به این ادعاهای رسانه ای سازمان مجاهدین خلق اتکا نکرد و با کند و کاوی داخلی درون خود توانست اقای حسین موسویان را به عنوان جاسوس هسته ای دستگیر کند(92.6). که تاریخ واقعیت موضوعات انرا شفاف تر گویا خواهد بود.
گرداندن چنین عملیاتی نیازمند به سرمایه بزرگی میباشد، که اقای سیروس ناصری و همکاران در زیرپوشش نام شرکت کیش اورینت ( بنام جزیره کیش در جنوب=Oriental Oil Kish) به پخش پولهای واصله برای پراخت به رجال و افراد زیر عنوان قرارداد های نفتی خود پوشی نمودند. در این میان گروههایی مستقل ازداخل دولت که رفت و امد های پولهای میلیونی را از حسابهای اقای سیروس ناصری مشکوک دیدند به بررسی پرداختند. رجال بالای همدست اقای ناصری از جریان قبلا وی را اگاه کرده و وی را در اروپا ماندگار کردند تا توانستند در زمان کافی با دستورهای بالای خود، حکم و بررسی دادگاه را درفقط و فقط در پیرامون فساد مالی خلاصه کرده (نه جاسوسی) و به دادگاه پایان دهند وگرنه این به افشا شدن تنی چند مقامات بالا می انجامید. حتی بگونه ای تنظیم گردید کی سیروس ناصری در دادگاه فسادهای مالی در ایران نیز حاضر نگردد(93.3) "رشوه گرفتن 3 مسئول شركت نفت و گاز پارس جنوبي از شركت اورينتال كيش در جريان مناقصه فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، سوژه داغي بود كه همان اوايل روي كارآمدن دولت نهم مطرح گرديد و اكبر تركان معاون وزير نفت، با محرز دانستن تخلف شركت اورينتال كيش، از اين خبر پرده برداشت. در اين ميان نيز متكي و لاريجاني در اقدامي هماهنگ‌شده از سوي وزارت اطلاعات و قوه قضائيه، از ناصري خواسته بودند براي مسأله‌اي كه پيش آمده به ايران بازگردد اما اين ديپلمات وابسته فراري كه از سال گذشته در ژنو به سر مي‌برد در پي تماس موسويان و پي بردن به اين تله اطلاعاتي از بازگشت به تهران خودداري مي كنند."(93.4). در دادگاه چند مهره بی ارزش دیگررا ظاهرا قربانی کردند. چندی بعد سیروس ناصری را در هتل همای تهران که برای کاربری هایی زیر نام معاملات نفت گزارش داده شده است (93.6)در حال ملاقاتهایی دیده اند.
ماجرای قرارداد نفتی بین شرکت کیش اورینت که اقای ناصری در معاونت ان بودند با شرکت امریکایی هلیبرتون (Halliburton)، که اقای دیک چی نی معاون ریاست جمهور امریکا قبلا ریاست انرا به عهده داشت جنجالی در مطبوعات امریکا برای شخص ایشان و بویژه برای شرکت نفتی مذکور افرید(94.3).
"سيروس ناصري در جريان برگزاري دادگاه مربوط به اين پرونده، در يك رويداد تعجب برانگيز تبرئه گرديد اما مسئولين شركت
امريكايي توسط دستگاه قضايي اين كشور به دليل پرداخت رشوه به جريمه نقدي محكوم شدند.
ناصري، مذاكره كننده ارشد پرونده هسته اي ايران در دوره مسئوليت حسن روحاني و مشاور ويژه وي در دبيرخانه شورايعالي امنيت ملي بود. بسياري از دلسوزان در جريان مذاكرات هسته اي در فاصله سالهاي 82 تا 84، نسبت به استفاده از افرادي با منافع مشترك اقتصادي و تجاري با طرفهاي اروپايي و امريكايي هشدار دادند. اين هشدار كه نهايتاً نيز از سوي مسئولين وقت پرونده هسته اي با بي اعتنايي روبرو شد بر اين اساس استوار بود كه اين افراد به دليل پيوند خوردن تداوم منافع شخصي خود با رضايت طرفهاي مقابل، هرگز نمايندگان شايسته اي براي جمهوري اسلامي در جريان مذاكرات و چانه زنيهاي هسته اي نخواهند بود"(94.4)

وسوالی تاریخی از رجالی که در ایران که اقای سیروس ناصری را به سمت شغل حساس هییت انرژی اتمی گمارده اند؟ و همزمان وی در شرکت "خصوصی" شغل معاونت داشته که ان شرکت قرارداد های چندین میلیونی با شرکتی که ریس سابقش معاون ریاست جمهوری کشور دیگر مقابل مذاکرات اتمی است، ببندد. قحط الرجال است در کََشوری صد ها دکتری و با سوادتر از اقای سیروس ناصری داریم یا بناها گزیده هایی چون سعید امامی و سیروس ناصری ها را میگزینند.وتاریخ خواهد نگاشت که چگونه اقای سیروس ناصری از کانال---> رخنه در انجمن های اسلامی در امریکا به---> نمایندگی ایران در واشنگتن به---> پست کلیدی هییت انرژی اتمی ایران قرار گرفته است.و رجال مرتبط داخلی و خارجی وی که بوده اند.

گزیده های فراماسیون بر اساس آموزشهایشان الارقم اینکه ازکدام لژ می ایند و در کارهای عملی مانند "حذف فیزیکی" رجال غیر فراماسیونی ، در اختیاریکدیگر گزاردن منابع مالی ملی یا رشوه و پارتی بازی برای یکدیگر، در" نحوه گفتار" نیز یگانه سخن میگویند برای مثال، اقای علی اردشیرلاریجانی از لژ "اسد ابادی" که در امریکا آموخته شده و سیروس ناصری نیز که در آمریکا اموخته شده اند، در پاسخ خبرنگاران در پیرامون نحوه پوششان که برای رد گم کردن در یک اجتماع شیعه مسلمان ایرانی است، یکنواخت به خبرنگاران پاسخ میدهند.


"" علی لاریجانی پس از ترک جلسه علنی مجلس و در جمع خبرنگاران با این پرسش مواجه شد که چرا در سفر نیویورک لباس تیره بر تن داشته است .لاریجانی در پاسخ می گوید: همین لباس را امروز هم بر تن دارم.
گفتنی است علی لاریجانی در سفرهای دیپلماتیک اخیر خود همواره لباس تیره بر تن داشته است که این پوشش یادآور پوشش سیروس ناصری در مذاکرات هسته ای است."" (94.8)

حسین موسویان: وی گزیده لژ فراماسیونی "مهر" نیست، در مورد لژ وی دقیقا اطلاعی در دست نیست لیکن احتمال است از همکاران اقای رفسنجانی در لژ اسد ابادی/روحانیت باشد، چون خواهر زاذه اقای محلوجی عضو حزب ارشد کارگزاران اقای رفسنجانی است. ل موضوع قابل توجه این است که این فرزند تاجر فرش کاشانی در امریکا مانند بسیاری از رجال نوین فراماسیون مشغول تحصیل بود که پس از انقلاب(توجه:پس از انقلاب) مانند سعید امامی ، سیروس ناصری و بقیه به ایران گسیل شد. ودر رسانه تهران تایمز به خدمت گرفته شد و سپس در هییت مذاکرات اتمی به همراه سیروس ناصری رخنه داده شد. و بالاخره به عنوان جاسوس انرژی هسته ای زندانی شد.در پیرامون لژ وی اگر نگارندگان اشنایی دارند دریغ نفرمایند.



~~~~~~ لژ " ب" یا لژ "بیداری" سابق~~~~~~


(در حال حاضر با این کد نمودار میشود) این لژ از فعالترین و قدیمی ترین لژهای فراماسیون پیش از انقلاب بود شاید بتوان انرا ادامه لژ " بیداری" که مورخین در مورد ان بسیار نگارده اند دانست. لیکن به مناسبت نا مطلوب بودن فضای اجتماعی فعالیتهای انها درداخل

در دهه های پس ازانقلاب کمترو اکثریت فعالیت خود را منتقل به برون مرزایران منتقل نموده است .ارتباطات روابط میان لژی در گزیده های این لژ پیوسته بسیار قوی بوده است.شاید پس از لژ "دربار" از قدرتمندترین لژ های برون مرزی بشمار ایند.

منوچهر اقبال نخست وزیر پیشین محمد رضا پهلوی از لژ بزرگ ایران روابط قابل فهمی با اقای هژبر یزدانی داشت.

اقای هژبر یزدانی: از بزرگ سرمایداران دوران محمد رضا شاه که یکبار نیز در دوران ایشان بخاطر فساد مالی زندانی شد، از نظر سواد اکادمی درسطح نخبگی نبود که گزیدکی ایشان در لژی رویت شود . لیکن دیدارهای و همکاری های ایشان با استاد اعظم های بزرگ لژها دیگر بسیار وی را در رده های بالا جلوه میداد. از جمله دیدار وی با استاد اعظم لژ بزرگ ایران منوچهر اقبال (101.3)که از غولهای فراماسیون ایران هم رتبه با اقای شریف امامی بود چشمگیر است.

در ضمن همراهی اقای هژبر یزدانی با لژ های کنونی داخل ایران در سطح جهانی نفوذ و

قدرت ایشان را میرساند. نقش ایشان در کشور کستاریکو در باز گرداندن اقای احمد رضایی فرزند اقای سردار محسن رضایی (101.6)که در امریکا به افشای روحانیون معروف به عالیجنابان سرخپوش سرگرم بود(101.9) بدون شک "نخبگی" اقای هژبر یزدانی را میرساند. این همکاری با لژ روحانیت در ایران کمکی برای جلوگیری از افشای حقایقی بر علیه اقای رفسنجانی بود. تاریخ بیاد می اورد که اقای هژبر یزدانی از جمله زندانیان شاه پیش از انقلاب بود و ایشان از بندرت رجالی بودند که برایشان زمینه میسر شد که در هنگام باز شدن زندانها بخارج از کشور اورده شوند(102.3) و ایا کمکی که در اینجا به عالیجنابان روحانی در تهران کرد از کدامین سو روان شده بود.









لژ حقوق بشری:


این لژ در هه های اخیر بنیان شده و حدس گزینه ها بررس های دقیق با ذکر عملکرد نیاز است.لیکن برای تمایز دادن بین افراد واقعی حقوق بشر و گزیده های این لژمیتوان معدلع زیر را در نظر داشت: " گزیده های این لژ اکثرا برای ازادی و حقوق گروه یا افراد ویژه ای فعالیت داشته در صورتیکه افراد حقوق بشری غیر وابسته برای همه حقوق و ازادی تمامی افراد فعل هستند".


لژ حقوق بشری زنان:


فراماسیون بنیان خود را بر پایه مردان بالغ گذاشته است. با توجه به تاریخچه مردگرایی در فراماسیون ایا این تحول بزرگ و تاریخی در این گرد هم ایی جایگزینی درست خواهد داشت و منتظرچگونه گزینه هایی باید باشیم؟ " حدس بزن امشب چه کسی

برای مهمانی می اید " برای مناطقی چون ایران که ساختار اجتماعی متفاوتی برای زنان دارند. فراماسیون جهانی راهی دشوار برای هموار کردن راه برای گزینشهایش برای رسیدن به مقامهای بالا در این لژ زنان خواهد داشت. نمونه هایی ازگزیدهی این لژ در دهه اخیر در تمامی دنیا و در ایران بصورت رخنه ای در گردهمایی های معتبر جهانی فعال گردیده است. لیکن همانگونه که

ذکر شد مانند " حدس بزن چه کسی امشب برای مهمانی می اید " نیست و زمانه و اعمال میزان گزینش بوده است. لژ حجتیه بنا براعتقدات خود بر چسب "انقلاب مخملی" وارداتی را بخاطر فعالیت های برون مرزی این لژ به تمامی بانوان که حقوق مدنی خودرا میجویند،میزند. لژ حجتیه بنا به ساختارش این لژ را دشمن خود میبیند لیکن چاره ای ندارد و در دهه های اینده که تاریخ کاربری حجتیه

نزدیک به تمام میرسد جایگزین هایی گزیده خواهند شد. و این نگارده در اخبارها اگر درست باشد که " فایزه رفسنجانی اکنون روابط

خوبی با خانم هاله اسفندیاری دارد" و فایزه پدرش "گزیده لژ "روحانیت فراماسیون" که مخالف انتخاب میرحسین موسوی و ایت الله منتظری بود. پس فایزه چه درکی از اندیشه های هاله اسفندیاری دارد و یا برعکس؟ چگونه خانم فاطمه رجبی را به ملکه الیزابت توجیه کنند؟ همانگونه که چالرز ولیعهد انگلیس توانست از فاجعه طبیعی زلزله بم دیدار کند ولی رییس صلیب سرخ امریکا با تمامی کمک هایش فرمان نیافت؟ پیش به سوی روند فراماسیون مهم است نه افراد و ملیت ها.. تاریخ در دیر زمان قضاوت میکند.



لژ گزیده های درونی فراماسیون در اقوام ایرانی:


لژ های داخل اقوام از احساسیت قومی استفاده کرده ، و همچنین با استفاده از گزیده های درونی حاکم فشار مستضعف کاذب بر انها

بوجود اورده تا موقعیت برای ایجاد تنش بوجود اید وبا پشتیبانی مالی و رسانه ای لژ برون مرزی جهانی فعالیت خود را برای حفظ منافع فراماسیون جهانی نه مردم ان اقلیت بکار میبرند. میتوان چندین نمونه هماهنگی فراماسیون که حوادث تاریخی ایجاد نمودند را بیان داشت ............



ملامصطفی بارزانی: هماهنگی فراماسیون در پایان دادن به مبارزات وی در کردستان

تاریخ هیچگاه فراموش نمیکند که چگونه ملا مصطفی با رزانی در کردستان که سالیان دراز برای جنگیدن با دولت سوسیالیستی عراق با محمد رضا شاه پهلوی همکاری میکرد ، با معامله شاه که یک فراماسیونی بود با صدام حسین گزیده نوین فراماسیون کناری گذارده شد.

وملامصطفی به اوارگی در خارج از کشور روانه در و تنهایی در بیمارستانی در واشنگتن دار وداع کرد.




سناریوی پست پرده چنین معاملات و هماهنگی ها در سطح جهانی، از دیدگاه مورخین نبایستی چشم پوشی شود. نا گفته نماند که چندین هزار تن از قوم کرد بیگناهانه دراین جنگها کشته شدند. پس از معامله شاه بر اقوام کرد در 1975، اقای فریدون هویدا که از بلند پایه های فراماسیون جهانی در ایران نامبرده شده است، دو بار پیاپی با صدام حسین که در انزمان معاون ریس جمهور بود دیدار کرد. صدام با پشتوانه فراماسیون جهانی در عراق کودتا کرد و به حکومت سوسیالیستی که از زمان عبدالکریم قاسم در انجا بر قرار بود خاتمه داد.

با در نظر گرفتن این اصل مهم که فراماسیون سعی در گزینش نخبگان دارد نه سربازگیری، گاهی اشتباهاتی در تشخیص گزیده ها

ممکن است.


در بلوچستان ایران:

گروه جند الله و اقای عبدالملک ریگی: اقای عبدالملک ریگی رهبری گروهی را که بنام جندالله میخواند، ادعا میکرد. وی مسیولیت تعدادی حملات را که به کشتار بیرویه و تشنج افرین بود، به عهده گرفت. شاید بتوان وی را بازیچه دست فراماسیونهایی مانند لژ وهابی دانست که با در اختیار گرفتن مقداری کمک مالی از انها حرکتی را ایجا نموده بود. و دلیل دیگر استفاده از شرایط جبر مضاعف تولیدی ازطرف دولت حجتیه ای احمدی نژاد، بر ایرانیان سنی توانست به این تنش را شعله ور نماید. لیکن اقای ریگی جوانی بود که به هیچگونه شرایط نخبگی گزینش در همبستگی جهانی فراماسیون را نداشت. عبدامالک ریگی را میتوان در رده َاقای شعبان جعفری (شعبان بی مخ) که در کودتای 28 مرداد ابزار لژهای روحانیت و دربار قرار گرفته بود دانست، که بازیچه لژهایی چون وهابی بود. مهمترین نتیجه این جریان این بود: که چگونه به راحتی با معملات سیاسی میان لژی جهانی چگونه با همکاری چند لژ از ایران، پاکستان، قرقیزستان، افغانستان و.... دول خارجی در هماهنگی منظمی تحویل دولت اقای احمدی نژاد در نیازمندترین شرایط سیاسی وی داده شد.



خاندان آقا خان محلاتی ، امام حاضر در شیعه اسماعیلیه:


کریم اغا خان، امام حاضر جهان شیعه اسماعیلی، وارث فرزند ارشد امام صادق(ع) ، اسماعیل:

امام چهل ونهم، اقای کریم آغا خان ، اقای " سر" سلطان محمد خان اغا خان " اغا خان چهارم، در سن 20 سالگی، به مقام امامی در

این فرقه شیعه رسیدند. لقب " سر" را از درگاه پادشاهی انگلستان دارند. این حضرت امام که بنام " پرنس کریم الحسینی اقا خان IV=چهارم) " اوازه جهان است، مقام (

اعلیحضرتی =highnes ) خود را درسال 1957 از ملکه الیزابت دوم انگلستان، در مرکز فرماندهی فراماسیون جهانی لندن و در سال 1959 از محمد رضا شاه پهلوی، عضو فراماسیون لندن دریافت کرده ند. امام کریم اقا خان که خود را سید اولاد

پیغمبر میداند و پدر بزرگ و جدش در نجف مقبره دارند همچنین از نواده اسماعیل فرزند ارشد امام صادق(ع) میباشد، حدود بیش از 85 میلیون درامد سالانه خود را از سهم پرداخت مذهبی 15 میلیون پیروان خود بنام عشریه یا یک هشتم درامد بدست می اورد. حضرت اما کریم هغا خان صاحب بهترین میدانهای اب دوانی دنیا و رتبه 32 پروتمندترین افراد انگلیس را دارد. بشتر پیروان ایشان در افغانستان، هندوستان، ایران، پاکستان، تاجیکستان،کنیا و........ زندگی میکنند، لیکن همسران ایشان همگی، و دوستان زن ایشان از نژاد سفید

اروپایی و غربی بوده و حضرت ایشان کمتر تمایلی به زنان هم نژاد نیاکان خود دارند. این امام حاضر و ایرانی اصل، اخیرا نیز از

گزیدگان نامزدی برای ریاست سازمان ملل متحد بوده است. ایشان که مالک چندین بانک بوده و سهامدار

بزرک شرکتهایی چون لوفتانزا و فیات نیزمیباشد. حضرت ایشان دارای کاخهای زیبایی در چهان منجمله کاخ زیبایی در پونام هند میباشند.

امام کریم آغا خان، سال 2007 پنجاهمین سالگرد امامتشان بزرگداشت شد. ایشان فرزند امام چهل و هشتم، امام اقا خان سوم فرقه شیعه اسماعیلیه که فرزند امام حسنعلی شاه اغا خان محلاتی که امام چهل هفتم ام این فرقه از شیعه میباشد.

امام چهل و هشتم: امام اقا خان سوم فرقه شیعه اسماعیلیه فرزند امام حسنعلی شاه اغا خان محلاتی که امام چهل و هشتم این فرقه از

شیعه است. وی خود را از نسل پیامبر اسلام از جانب امام اول شعییان حضرت علی(ع) میدانند.، وی به ریاست" لیگ تمام ملتها"

(leaguge of all nations) گزیده شد. وی در ویلایش در ژنو در گذشت، لیکن جسد وی را به به اسوان در مصر برده و در سال 1959 درحضور 500 رجال مهمان در ارامگاه سنگی بدون عکسبرداری و گزارش انجام دادند، که این که این منبع مراسم فراماسیونی است.

پدر بزرگ ایشان امام شاه خلیل الله، اقا خان بود، که باجنگهای زیادی با دولت مرکزی قاجا شکست دخورد و به میناب گریخت و با کمک مالی انگلیس و در اختیار گذاردن چندین ارابه توپ از جانب انها بازهم شکست خورد و به قندهار و هند متواری گردید و در انجا خدمات زیادی برای انگلیس ها برای تسلط برمنطقه انجام داد.



بنیاد ها یا "فاندنشن" های جهانی(ّFundantions) :

بسیار جالب است که بنیاد ها جهانی با منابع عظیم مالی در دست بسیاری از گزیده های فراماسیوی است که فعالانه بدون مانع در مناطق دیگر جهان که با اندشه انها حتی مغایرت دارند در حال فعالیت هستند:

اقای محمد رضا پهلوی عضو فرامانسیون لندن ، بنیاد پهلوی را درنیویورک، امریکا بنیان کرد که به بنیاد علوی پس از انقلاب تبدیل شد

شعبه بنیاد الغذیر شیعه نوع حجتیه ای اقای ایت الله جنتی در کشور وهابی سعودی را نام بردیم.

بنیاد اقا خان محلاتی در کشور هند و کنیا و....

بنیاد نصر در وانشگتن

چند ..


لژ.............

و این تاریخ ادامه دارد

استاد محی الدین اللهی قمشه ای:

فرزند ایت الله استاد مهدی الهی قمشه ای، نخبه ای گزیده با حافظه ای بسیار بالا.

حافظه بزرگ ایشان در گردهمایی های عرفان و ادبیات زیبایی شناسی در در غرب بویژه درگرد هماییهای ایشان در واشنگتن بسیار شکوفا بوده است. فرزند پسر ایشان بنام "شاهد" در اروپا شناخته مهمانی های انجا بوده و همچنین پسر ایشان به همراه دختر ایشان" شادی"، این نوه های مفسر بزرگ قران، در مهمانی های بالای شهر تهران نمایه هایی داشته که گمانن نخبگان گزیده دهه های اینده ایران فردا خواهند بود.


و این تاریخ ادامه دارد.







و چه کس می پنداشت مگر بناها ؟ که سید

پشت فرزندی دخت شیخ فضل الله! پدر مشروعه

نوه رایزن فرهنگی بر در درگاه رضا خان

پسر سید نصر، رایزن گزیده بر در دربار شاه

رایزن بر در درگاه ریاست، در ینگه دنیا گردد؟

آرم ویژه بنیاد نصردر ایالات متحده امریکا (Nasr Fundation)




و این تاریخ ادامه دارد....

(61.3) 26 اردیبهشت 1389- عصر ایران
61.5) مانند 61.3
(61.7) مانند:61.3

(81.1) witness- Mansur Rafizadeh-1987- New York
(93.4) عدالت خواهی 19 اذر 1386فضول اراکی
(94.8). آفتاب 3 مهر 1384 تشابه علی لاریجانی و سیروس ناصری